X
تبلیغات
تعاونی مسکن نظام پرستاری اهواز
فرهنگ آپارتمان نشيني و برخورد با همسايه
مقدمه   

 در اين پژوهش با توجه به اهميت روابط همسايگان با يكديگر ورعايت حقوق آنها از سوي يكديگر تلاش كرديم به پاره اي از حقوق همسايگان از لسان روايات اشاره كرده وبا بيان چگونگي روابط كنوني همسايگان در دنياي امروز به نقاط قوت و ضعف آن اشاره كنيم .و آنچه كه موجب قوت بيشتر نقاط مثبت ميشود بيان كرده و شيوه هاي از بين بردن نقاط منفي روابط همسايگان را به صورت كاربردي با استفاده از روايات و تجربيات شخصي بيان كنيم. در اين تحقيق از شيوه موردي و كتابخانه اي استفاده شده است و در روش كتابخانه اي از منابع معتبر روايي سود جسته ايم .

در برخي از موارد تجربيات شخصي و مشاهدات عيني در تحقيق  ذكر شده است .اميد است با مطالعه اين مجموعه كوچك انگيزه اي پيدا كنيم تا به صورت گسترده تر پيرامون مسأله مهم همسايه و حقوق آن به پژوهش پرداخته و عملا به رعايت حقوق يكديگر مبادرت كنيم .از آنجايي كه همسايگان حق بزرگي بر گردن ما دارند از خداوند مي خواهيم ما را در اداي اين حقوق ياري كند تا انشاءالله با اعمال نيكو در سراي باقي در كنار همسايگان خدا جايگاهي بيابيم چنانكه مولا علي عليه السلام ميفرمايد :

 «فبادروا باعمالكم تكونوا مع جيران الله في داره رافق راسله و ازارهم ملائكته و اكرم اسماعهم ان تسمع حسيس نار ابداو صان اجسادهم ان تلقي لغوبا ونصبا و ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم»(1)

 پس با اعمالتان بشتابيد كه در كنار همسايگان خداي ودر سراي خاص او جايگاهي بيابيد سرايي كه ديدار كنندگان ساكنانش پيامبران دوستان و فرشتگان خدايند و خداوند گوشهايشان را ارجي فراتر از آن داده است كه با زوزه آتش آزرده شوند وبدنهاشان را نيز از هر سختي و رنجي مصون داشته است و...اين امتياز خدايي است كه به هر كه خواهد ارزاني دارد و خداي را برترين عظمت باشد

       فرهنگ برخورد با همسايه در اسلام 

   فرهنگ     

  واژه فرهنگ در فارسي معادل كلمه "ثقاخه "در عربي و   cultureدر انگليسي است. در علوم انساني كمتر واژه اي را ميتوان يافت كه در معناي آن وفاقي وجود داشته باشد واژه فرهنگ نيز چنين است .

 معناي لغوي :

 اين كلمه در اصل به معناي كشت وكار و پرورش جسمي بوده است كه در برخي اصطلاحات و تركيبات نيز هنوز در همين معنا به كار ميرود . در زبان فارسي فرهنگ گر چه كلمه اي مركب از فر به معناي (لوز بزرگي و شركت )و هنگ به معناي (سنگيني و وقار قصد واراده آهنگ كاري و چيزي را كردن قوم وقبيله فوج سياه )ميباشد .اما به شكل مركب آن در معناي ديگري همچون دانش و فرزانگي خرد و عقل سليم تدبير و سنجيدگي كتاب لغت ادب و اخلاق و آموزش و پرورش آمده است .شايد آنچه در معناي فارسي بيشتر از اين واژه مراد ميشود همين دو معناي اخير است .با فرهنگ درزبان رايج مردم ما بيانگر كسي است كه آشنا به مبادي اخلاق و آداب و رسوم اجتماعي و خوش مشرب است اهل ارتباطات اجتماعي مناسب است و كسي كه چنين ويژگي اي ندارد بي فرهنگ خوانده ميشود .

معناي اصطلاحي :

فرهنگ مجموعه اي از هنجارها، قوانين و عادات، آداب و رسوم، عقايد و باورها و ارزشها و الگوهاي ارتباطي و نيز امور مادي ارزشمند و معقول يك جامعه است كه افكار احساسات و رفتاراعضاي آن اجتماع را شكل ميدهد ويا به نوعي تحت تأثير قرار ميدهد .

 عناصر فرهنگ

 استخراج عناصر فرهنگ و تبيين آنها گذشته از آنكه ما را بيش ازپيش با مفهوم فرهنگ آشنا مي سازد و در تبيين كاركردهاي آن نيز مؤثر است .علاوه بر اين داراي كاربرد علمي نيز ميباشد و در برنامه ريزي براي حفظ تثبيت و ترويج فرهنگ نيز مديران فرهنگي را مدد ميرساند مهمترين عناصر فرهنگ عبارتند از:

 الف )هنجارها  : 

      هنجار به معناي معيار  و الگو ميباشد .هنجارها نه تنها تعيين كنند ه نوع رفتارهايي هستند كه در شرايط خاصي بايد انجام شود يا نبايد انجام شود بلكه بر اساس هنجارها ميتوان رفتارها ي افراد را در موقعيتهاي زماني و مكاني مختلف پيش بيني كرد .هنجارها گاهي الزامي است مانند رعايت جان ومال ديگران .گاهي مرجح است مانند پرهيز از خلف وعده و گاهي مجاز است مانند نحوه معاشرت با اعضاي خانواده .هنجارها شامل شيوه هاي قومي يا عادات روزانه و آداب و رسوم اخلاقي ميباشد .

ب )ارزشها:

   ارزش عبارت است از بار معنايي خاصي كه انسان به برخي اعمال پاره اي حالتها و بعضي پديده ها نسبت ميدهد و براي آن در زندگي خود جايگاه و اهميت ويژه اي قائل است .

ج )عقايد و باورها

      ويژگي هاي فرهنگ:

   يكي از فوايد شناخت اين ويژگيها اين است كه ميتوان بواسطه آن امور فرهنگي رااز امور غير فرهنگي تميز داد .از سوي ديگر با شناخت اين ويژگيها با راههاي ترويج و تثبيت و انتقال فرهنگ آشناتر خواهيم شد .

 الف)پذيرش اجتماعي        

  زماني يك فرهنگ تحقق پيدا ميكند كه راجع به همان موضوع خاص مورد پذيرش و مقبوليت اجتماعي قرار گرفته باشد در واقع از سد مقبوليت فردي گذشته باشد . بسيار امور مقدسي هستند كه نزديك فرد مقبوليت دارند اما زماني اين امور به شكل فرهنگ در مي آيد كه به مقبوليت اجتماعي نيز برسد .

 ب)اكتسابي بودن

    فرهنگ چيزي نيست كه از طريق وراثت وژن به افراد منتقل شود بلكه فرهنگ يك امر اكتسابي است و درقالب تعليم و تربيت فراگرفته ميشود .

  ج)تحول پذيري

      عوامل مؤثر در فرهنگ   

     مقصود از عوامل مؤثر در فرهنگ عواملي است كه از يك سو ممكن است باعث پويايي و باروري وتثبيت يك فرهنگ گردد و از سوي ديگر ممكن است تضعيف و انحطاط يك فرهنگ را به دنبال داشته باشد كه اين عوامل را به سه دسته تقسيم ميكنيم  .

   الف.عوامل ذاتي

     قبلا گفتيم كه فرهنگ از عناصري تشكيل شده است. در واقع يك فرهنگ براي اينكه از لحاظ مقبوليت افزايش يا كاهش داشته باشد و همچنين شدت و ضعف مربوط به عناصر  آن و نحوه ارتباط و انسجام آنها با يكديگر ميباشد .

 هماهنگي عناصر تشكيل دهنده         

       اگر عناصر فرهنگ از جمله هنجارها ارزشها و عقايد و باورها با يكديگر هماهنگي بيشتري داشته باشند درجه قوت و كارآمدي آنها نيز بيشتر خواهد شد .ولي اگر به عنوان مثال هنجارها در جامعه به صورت الزامي يا توصيه اي مطرح باشند اما عقايد وارزشها باآن هماهنگ نباشد رعايت آزادانه هنجارها نيز تضمين نميشود .

درجه قوت عناصر فرهنگ           

هر ميزان كه عناصر فرهنگ از قوت بيشتري برخوردار باشند تأثير پذيري آنها از عوامل مخرب كاهش پيدا ميكند .

 انعطاف پذيري و پاسخگويي به نيازهاي بشري

از آنجايي كه انسان موجودي متغير است و نيازهاي او نيز ثابت نميباشد لذا فرهنگ بايد در مقاطع مختلف پاسخگوي نيازهاي متغير آدمي باشد در غير اين صورت تلاش براي تثبيت و يا ترويج آن راه به جايي نبرده و زمينه تحقير فرهنگ و هضم شده آن در فرهنگهاي بيگانه فراهم خواهد شد .

   جذابيت و دلنشيني     

 عناصر فرهنگ از جمله عقايد و باورها و...بايد جذاب و دلنشين باشند چرا كه اين عامل در تثبيت اين عناصر و عمل به آنها تأثير بسزايي دارد .

 ب.عوامل دروني

  فرايند جامعه پذيري  

 فرايند جامعه پذيري يا اجتماعي شدن عبارتست از جرياني كه به بركت آن انساني در طول دوران حيات خويش تمامي عناصر اجتماعي –فرهنگي محيط خود را فراميگيرد و دروني ميسازد و با ساخت شخصيت خود تحت تأثير تجارب و عوامل اجتماعي معنا دار يگانه ميسازد تا خود را با محيط اجتماعي كه بايد در آن زيست نمايد تطبيق دهد .عوامل مؤثر در جامعه پذيري عبارتند از آموزش وپرورش ،  تبليغات ، نهادهاي گوناگون از جمله خانواده  مربيان و روحانيون صدا وسيما و...

 نظارت وكنترل اجتماعي

  با وجود فرايند جامعه پذيري امكان اينكه افراد برخي از عناصر فرهنگي را محترم شمارند و جود دارد لذا براي حل اين مشكل بايد از فرايند نظارت و كنترل اجتماعي مدد بگيريم .بخشي از اين واكنشها همان مجازاتها ي دولتي است كه به شكل قضايي ويا اداري بسته به نوع رفتار افراد اعمال ميشود .بخش ديگر اين فرايند توسط آحاد و گروههاي اجتماعي به اجرادر ميآيد كه در لسان روايات از آن  تحت عنوان امر به معروف ونهي از منكر ياد ميشود .

     فرهنگ همسايه داري در اسلام      

 خطوط كلي آداب معاشرت در اسلام

  در ديدگاه اسلامي جامعه وروابط انساني آن رنگ الهي به خود ميگيرد و همه چيز در جهت نيل به هدف غايي آفرينش ميباشد همان هدفي كه كمال مطلوب اوست لذا جامعه براي انسان همانند صحنه آزمايشي ميباشد كه او ميتواند در اين صحنه با ايجاد روابط صحيح و انساني به همنوعان خود صفات نيكويي را كه مورد توجه و رضايت حق تعالي است در خود پرورش دهد و از سوي ديگر صفات ناپسند و رذا يل اخلاقي را كه موجب سقوط و انحطاط وجود ارزشمند اوست از وجود خويش پاك كنند .آداب همنشني با ديگران را ميتوان در دو مرحله انديشه و عمل خلاصه كرد:

 الف .مرحله انديشه               

  از ديدگاه اسلام روابط اجتماعي انسانها در مرحله انديشه بر اصول خير خواهي   محبت و مودت  ،   حسن ظن  ومانند آن مبتني است يعني مسلمانان بايد صفحه انديشه خود را نسبت به سايرين نيكو سازد .انديشه خير خواهي نصيحت  دوستي و سعادت آنها را در سر داشته و از نقشه كشي و توطئه چيني بر ضرر آنان بپرهيزد .

امير مؤمنان عليه السلام ميفرمايند: 

 "ان الله سبحانه يحب ان تكون نيت الانسان للناس جميله "

خداي سبحان دوست داردكه نيت انسان درباره همنوعانش نيكو باشد.

  ب . مرحله عمل

 اسلام در مرحله عمل براي تنظيم روابط اجتماعي انسانها آداب و وظايفي قرار داده و پايه آن را بر ايمان به خدا و تقويت روح فضيلت و انسانيت بنا نهاده است .تعاليم اسلام در اين زمينه بقدري دقيق و هماهنگ با فطرت انسان است كه اگر به آن عمل شود و معاشرتها رنگ انساني الهي به خود گيرد سيماي زندگي عوض ميشود بسياري مايلند در ارتباط با همنوعان خويش زندگي موفقي داشته باشند ولي به جهت نا آگاهي از چگونگي آداب معاشرت ونيز عدم رعايت اين آداب توانايي برقراري روابط مناسب و اسلامي را از دست ميدهند و به ناچار منزوي ميشوند .بنابراين شناخت اين آداب در مرحله عمل و توانايي ايجاد ارتباط مناسب با قشرهاي مختلف جامعه براساس بينش مكتبي از اهميت بسياري برخوردار است خطوط كلي آداب معاشرت در مرحله عمل اين است كه انسان رفتار خود را با ديگران نيكو سازد انصاف را رعايت كرده آنچه براي خود مي پسندد براي ديگران نيز بپسندد و آنچه براي خود دوست نميدارد براي ديگران نيز نپسندد با آنان مدارا كند به امور آنان اهتمام ورزد به نفع آنها حركت از تك روي بپرهيزد با آنها همكاري داشته باشد و...

اميرمؤمنان علي عليه السلام در وصيت خود به امام حسن عليه السلام به بخشي از اين خطوط كلي اشاره كرده ميفرمايد :

 اجعل نفسك فيما بينك و بين غيرك فاحبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم و احسن كما تحب ان يحسن اليك               

   خويشتن را ميان خود و ديگران ميزان قرار ده آنچه را براي خود ميخواهي براي ديگران بخواه وآنچه را براي خود خوش نميداري براي ديگران نيز خوش ندار .به كسي ستم نكن چنانكه دوست نداري به تو ستم شود و نيكي كن همانگونه كه دوست داري به تو نيكن شود .

امام صادق عليه السلام در ترسيم آن خطوط كلي ميفرمايد :

خالطواالناس و اتوهم و اعينوهم ولا تجانبوهم و قولو ا لهم كما قال الله تعالي "وقولو اللناس حسنا "    

با مردم بياميزيد و در اجتماعشان شركت كنيد و آنها را در كارها ياري نماييد منزوي نشويد و از جامعه كناره نگيريد و با آنان چنان سخن بگوييد كه خدا فرموده است   با مردم به خوبي سخن بگوييد . 

انتخاب خانه و اهميت همسايگي      

   پيامبربزرگوار اسلام صلي الله عليه واله كيفيت رفتار همسايه ها را با يكديگر تأمين سعادت و آسايش انسانها مؤثر ميدانست وبه يارانش توصيه ميكرد تا در جايي مسكن گزينند كه بتوانند از نعمت وجود همسايگان شايسته تري برخوردار شوند در حالي كه امروزه شاهد هستيم كه تنها چيزي كه در انتخاب خانه به آن كم توجهي ميشود مسأله همسايگان است .امروزه بيش از هر چيز ظاهر زيباي مناظر مسافت آنها و مسائل كم اهميت ديگر مد نظر افراد در انتخاب خانه ميباشد كه نتيجه آن نيز جز نا رضايتي و عدم آسايش چيز ديگري نخواهد بود . يكي از اصحاب پيامبر صلي الله عليه واله از ايشان پرسيد اي رسول خدا تصميم دارم خانه اي بخرم به نظر شما كدام محله را انتخاب كنم حضرت بدون آنكه محله خاصي را به او پيشنهاد كنند فرمودند "الجوار ثم الدار  الرفيق ثم السفر "نخست همسايه سپس خانه  نخست رفيق آنگاه سفر

     همسايه بد                            

از آنجايي كه انسان با همسايه خود سالها در يك محل زندگي ميكند لذا ارتباط و بر خورد زيادي با او پيدا خواهد كرد كه هر چقدر اين برخوردها جنبه نيكوتري به خود بگيرد انسان آرامش و سكونت بيشتري خواهد داشت و بالعكس اگر همسايه او حقوق ديگران را رعايت نكند زندگي برا ي او سخت و آزار دهنده خواهد شد .

امام باقر عليه السلام ميفرمايند " من القواصم الفواقر التي تقصم الظهر جار السوء ان رأي حسنه اخفاها و ان رأي سيئه افشاها"

يكي از چيزهايي كه كمر انسان را خرد ميكند همسايه بد است كه اگر خوبي ببيند پنهان ميكند و اگر بدي ببيند افشاءميكند .

همانطو كه دراين حديث ملاحظه شد يكي از امور مهم همسايه داري پنهان كردن سر و افشاء نيكيهاست كه اگر مورد غفلت واقع شود بسيار آزار دهنده خواهد بود.

  حرمت همسايه

 اسلام براي همسايه حرمت زيادي قائل است تا جايي كه پيامبر اسلام صلي الله عليه واله در جايي ميفرمايند :حرمت همسايه آدمي مثل نفس اوست كه بايد به اوضرر نرساند و در جايي ديگر ميفرمايند  "حرمت الجار علي الانسان كحرمت امه "احترام همسايه مانند احترام مادر برانسان لازم است. لذا بايد توجه داشته باشيم كه با حفظ حقوق همسايه حرمت اورا پاس بداريم .

   تقسيم همسايه از لحاظ حقوق

  همسايگي مقتضي حقوقي است. بالاتر از حقوق برادري. در اسلام همسايه تمام حقوقي را كه يك مسلمان دارد با اضافاتي دارا ميباشد .از پيامبر صلي الله عليه واله روايت شده كه همسايگان بر سه دسته اند :

   ا.همسايه اي كه يك حق دارد 2.همسايه اي كه دو حق دارد     3.همسايه اي كه سه حق دارد .همسايه اي كه سه حق دارد همسايه مسلماني است كه فاميل هم باشد او يك حق  همسايگي دارد يك حق مسلماني و يك حق خويشاوندي .همسايه اي كه دو حق دارد همسايه اي است كه فقط مسلمان باشد او يك حق همسايگي دارد ويك حق  مسلماني همسايه اي كه يك حق دارد همسايه مشرك است .

 حقوق همسايه           

  حقوق همسايگان در اسلام از دقت و تعداد زيادي برخوردار است در اينجا بابيان چند حديث برخي از اين حقوق را متذكر ميشويم .در حديثي از پيامبر صلي الله عليه واله آمده است كه :آيا ميدانيد حق همسايه چيست ؟اينكه اگر ياري خواست ياري اش كني و اگر طلب قرض كرد قرضش دهي و اگر تو را طلبيد در پيش او حاضر باشي و اگر مريض شد عيادتش كني و اگر مرد جنازه اش را تشييع كني و اگر چيزي به او رسيد تبريكش گويي و اگر مصيبتي به او رسيد تسليتش دهي و بدون اجازه او ساختمان خانه ات را از او بلندتر نكني كه راه باد را براو ببندي و هنگامي كه ميوه اي خريدي آن را به او هديه كن و اگر هديه نكردي در پنهان برايش ببر و آن را بوسيله فرزندت نفرست كه فرزند اورا ناراحت كند و بوسيله بوي غذايت اورا اذيت نكن مگر اينكه از آن غذا برايش مقداري ببري .

امام صادق عليه السلام ميفرمايد :

ليس منا من لم يحسن مجاوره من جاوره

      از ما نيست كسي كه با همسايگانش خوش رفتار نباشد .

امام باقر عليه السلام ميفرمايد :

ما من اهل قريه يبيت و فيهم جائع ينظر الله اليهم يوم القيامه 

 در هر شهري كه در آن كسي گرسنه بخوابد اهل آن شهر در قيامت مورد توجه خدا نخواهد بود .

امام سجاد عليه السلام در رساله حقوق حق همسايه را بر ده قسم ميشمارند :

اما حق جارك فحفظه غائبا و اكرامه شاهدا و نصرته اذا كان مظلوما و لا تتبع له عوره فان علمت عليه سوءسترته عليه و ان علمت انه يقبل نصيحتك نصحته فيما بينك و بينه و لا تسلمه عند شدائده و تقبل عثراته وتغفر ذنبه و تعاشره معاشره كريمه

  اما همسايه را بر تو ده حق است:

1.در غيابش حقش را مراعات كني

2.در حضورش اكرامش نمايي

3.اگر مورد ظلم قرار گرفت ياريش دهي

 4.در اسرار او تجسس نكني

 5.زشتيهايش را پرده پوشي

 6.اگر مطمئن شدي پذيرش نصيحت دارد او را در پنهان نصيحت كني در اموري كه به تو مربوط ميشود

 7.در گرفتاريها اورا به حال خود رها نكني

 8.لغزشهايش را نديده بگيري

 9. گناهانش را ببخشي

 10.با او محترمانه معاشرت كني.

خلاصه حق همسايه اين است كه به او سلام كني با او صحبت طولاني نكني زياد از حالش سؤال نكني در مرض عيادتش كني در مصيبت تسليتش دهي در عزا با او شريك باشي در شادي تبريكش گويي و شركتت رادر شادي او اظهار كني از لغزشهايش چشم بپوشي از بام به امور پنهانش نگاه نكني اگر خواست شاخه اي بر ديوار بگذارد براو سخت نگيري در مسأله آب ناودان و خاكروبه ريختن در پشت ديوارش براو سخت نگيري راهش را تنگ نكني دقت نكني كه چه چيز به خانه ميبرد آنچه از عوراتش منكشف ميشود بر او بپوشاني و هنگامي كه مصيبتي به او ميرسد و زمين ميخورد زير بغلش را بگيري و اورا بلند كني و در غيبتش از مواظبت خانه اش غافل نشوي پنهاني به سخنانش گوش ندهي و از حرمتش چشم بپوشي و به خادمه او نظر نكني و به فرزندش مهرباني كني و اورا در امر دين و دنيايش ارشادكني .

امام سجاد عليه السلام در دعايي  براي دوستان و همسايگانشان به تعدادي از حقوق همسايگان نسبت به يكديگر اشاره ميكنند :

اللهم صل علي محمد و اله و تولني في جيراني و موالي العارفين بحقنا و المنابذين لاعدائنا بافضل ولايتك و وفقهم لاقامه سنتك و الاخذ بمحاسن ادبك في ارفاق ضعيفهم و سد خلتهم و عياده مريضهم و هدايه مسترشدهم و مناصحه مستشيرهم و تعهد قادمهم و كتمان اسرارهم و ستر عوراتهم و نصرت مظلومهم و حسن مواساتهم بالماعون و العود عليهم بالجده و الافضال و اعطاءمايجب لهم قبل السؤال و اجعلني اللهم اجزي بالاحسان مسيئهم و اعرض بالتجاوز عن ظالمهم و استعمل حسن الظن في كافتهم و اتولي بالبر عامتهم و اغض بصري عنهم عفه و الين جانبي لهم تواضعا و ارق علي اهل البلاءمنهم رحمه و اسرلهم بالغيب موده و احب بقاء النعمه عندهم نصحا و اوجب لهم ما اوجب لحامتي و ارعي لهم ماارعي لخاصتي اللهم صل علي محمد واله وارزقني مثل ذلك منهم و اجعل لي اوفي الحظوظ فيما عندهم و زدهم بصيره في حقي و معرفه بفضلي حتي يسعدوا بي و اسعد بهم امين رب العالمين 

بار خدايا برمحمد و آلش درود فرست و مرا در رابطه با رعايت حق همسايگان و دوستانم كه به حق ما معرفت دارند و با دشمنان ما در ستيزند به بهترين صورت ياري فرما وايشان را براي بپاداشتن سنت خود وبه كار گرفتن آداب نيكويت در ارفاق به ضعيفان و بر آوردن حاجت آنان و عيادت بيماران وهدايت راهجويان و خير خواهي نسبت به مشورت كنندگان و ديدار نمودن از مسافران برگشته به وطن و پنهان داشتن راز مردم وپوشاندن عيوب خلق خدا وياري دادن به ستمديدگان و حين مواسات در مايحتاج زندگي با آنان و دريغ نورزيدن از پيشكش و بخشش فراوان و عطاكردن پيش از در خواست موفق فرما .با رخدايا مرا توفيق ده كه بد كاران را به احسان پاداش دهم و از ستمكارشان با گذشت و بخشش صرف نظر كنم و نسبت به همه آنها نيك گمان باشم و با همه آنان به نيكي رفتار كنم .و چشم از خطاي آنان عفيفانه بپوشم و از باب فروتني با ايشان نرم باشم و بر بلا ديدگان آنا ن به آئين رحمت رقت آورم و در نبودشان دوستي و محبت خود را بر آنان ظاهر سازم و از سر اخلاص دلبسته دوام نعمت آنان باشم وهر چه را براي خويشان خود لازم ميدانم در حق آنان لازم بدانم و آنچه را براي مخصوصان خود رعايت ميكنم براي آنان نيز رعايت نمايم .خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و مرا نيز از طرف آنان رفتاري بدين صورت نصيب فرما و سهمي كاملتر از آنچه از خوبيها نزد آنان است براي من قرار ده و بصيرت آنان را در حق من و معرفتشان را به فضل من زياد كن تا به وسيله من اهل سعادت شوند و من نيز به سبب آنان نيكبخت گردم خداوندا دعايم را مستجاب گردان .

 حقوق مالي همسايه

   روايت است كه در روز قيامت همسايه فقير چنگ زند بردامن همسايه غني و گويد پروردگارا از او بپرس كه چرا در بروي من بست و احسان خود را ازمن منع نمود چنين نيست كه حق همسايه همين است كه اورا اذيت نرساني زيرا اين مطلب اختصاص به همسايه ندارد بلكه حقي است كه از براي همه ثابت است بلكه بايد علاوه براين با او به مهرباني و ملاطفت سلوك كرد و احسان خود را از ا و دريغ نداشت و آنچه به ان محتاج باشد و ما مالك آن باشيم از اومضايقه نكرده و اورا مانند شريك در مال خود بدانيم .

  ماعون چيست ؟

    ماعون از ماده معن به معني چيز كم است و بسياري از مفسران معتقدند كه منظور از آن در آنجا اشياء جزئي است كه مردم مخصوصا همسايه ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك ميگيرند مانند مقداري نمك، آب ،آتش (كبريت) ظروف و مانند اينها راوي عرض كرد كه ما همسايگاني داريم كه اگر چيزي به ايشان عاريه بدهيم ميشكنند و ضايع ميكنند در اين صورت بر ما گناهي هست كه به ايشان ندهيم فرمود هرگاه چنين باشد گناهي برشما نيست اگر به ايشان ندهيد . ودر حديث ديگر فرمود حلال نيست منع كردن نمك و آتش از همسايگان .

 من يمنع الماعون جاره منعه الله خيره يوم القيامه و وكله الي نفسه و من وكله الي نفسه فما اسوءحاله   كسي كه وسايل ضروري و كوچك را از همسايه اش دريغ دارد خداونداورا از خير خود در قيامت منع ميكند و اورا به حال خود واميگذارد و هركس خدا او را به خود واگذارد چه بد حالي دارد .

از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه منع نكنيد قرض دادن خمير و نان را وطلبيدن آتش را كه اين امور باعث زيادتي روزي ميشود بر اهل خانه با آنكه از جمله مكارم اخلاق است و از حضرت امام باقر عليه السلام منقولست كه زينهار كه متعرض حقوق مشويد كه بر خود لازم كنيد و آنچه از خرجها كه بر قبيله واقع ميشود بدهيد و مضايقه نكنيد و اگر از قبيله شما كسي شما را تكليفي كند كه ضررش برشما زياده از نفعي باشد كه به او ميرسد قبول نكنيد .

  لزوم رازداري 

 زيستن طولاني افراد در يك محل به تدريج موجب ميشود كه همسايگان از اسرار يكديگر مطلع شوند .از طرفي آشكار ساختن اسرار مردم و فاش كردن عيوب آنان در نزد اين و آن كار ناپسندي ميباشد و مؤمن نبايد در كار ديگرا ن تجسس كند و دنبال يافتن عيب آنان باشد و اگر برحسب اتفاق بررازي آگاه شد بايد آن را مخفي كند ومصداق اين مثل كه خدا ميبيند و ميپوشد همسايه نديده ميخروشد  نباشد .

امام سجاد عليه السلام يكي از حقوق همسايه هارا بريكديگر رازداري دانسته و ميفرمايد  فان علمت عليه سوءسترته عليه چنانچه برعيب همسايه ات آگاه شدي بايد آن رامخفي داري .

  اجازه به هنگام ورود        

 از جمله حقوقي كه همسايگان بر عهده يكديگر دارند اجازه گرفتن به هنگام ورود به منزل يكديگر و استيناس است  .

يا ايها الذين امنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتي تستأنسواو  تسلمو اعلي  اهلها        

اي آن كسانيكه كه ايمان آورديد داخل مشويد در خانه هايي كه غير خانه خودتان است تا آنكه دستوري طلبيد و سلام كنيد بر اهلش .

كلمه انس به هر چيز و بسوي هر چيز به معناي الفت گرفتن به آن و آرامش يافتن قلب به آن است و كلمه استيناس عملي است كه به اين منظور انجام شود مانند استيناس براي داخل شدن به خانه بوسيله نام خدا بردن و يا   ياالله گفتن و امثال آن ... تا صاحبخانه بفهمد كه شخصي ميخواهد وارد شود و خود را براي ورود او آماده كند .چه بسا ميشود كه صاحبخانه در حالي قرار دارد كه نميخواهد كسي او را به آن حال ببيند ويا از وضعي كه دارد با خبر شود از اينجا معلوم ميشود كه مصلحت اين حكم پوشاندن عورات مردم وحفظ احترام ايمان است .پس و قتي شخص داخل شونده هنگام دخولش به خانه غير استيناس كند و صاحبخانه را از استيناس خود آگاه سازد و بعد داخل شده وسلام كند در حقيقت اورا در پوشاندن آنچه كه بايد بپوشاند كمك كرده و نسبت به خود ايمنش داده و معلوم است كه اين شيوه پسنديده مايه استحكام اخوت و الفت و تعاون عمومي بر اظهار جميل و ستر قبيح است . جمله   ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون    هم اشاره به همين فوايد است .يعني شايد با استمرار بر اين سيره متذكر وظيفه خود بشويد كه اموري را بايد رعايت كنيد و چگونه سنت اخوت را ميان خود احياء سازيد و در سايه آن قلوب را مألوف با هم نموده به تمامي سعادتها ي اجتماعي برسيد .

 عواقب آزار همسايه      

   ضرورت رعايت حقوق همسايه را ميتوان از سفارش ائمه به حقوق ايشان در روايات متعددي به دست آوردعلي عليه السلام در آخرين و صاياي خود چنين ميفرمايد:

الله الله في جيرانكم فانهم وصيه نبيكم مازال يوصي بهم حتي ظننا انه سيورثهم .

   از خدا بترسيد از خدا بترسيد درباره همسايگان كه همواره مورد سفارش پيامبرتان بوده اند آن حضرت بقدري در باره آنان سفارش ميكرد كه گمان ميبرديم براي ايشان ميراثي قرار خواهد داد يعني دستور خواهد داد كه همسايه از همسايه ارث ببرد .آزار رساندن به ديگران اعم از همسايه ها و غير آنها از اموري است كه قبل از هر چيز با فطرت آدمي ناسازگار است و هيچ عقل سليمي آن را نمي پسندد .به رسول خدا صلي الله عليه واله عرض شد   فلان زن روزها روزه ميگيرد وشبها به نماز مي ايستد و صدقه ميدهد ولي همسايه خود را نيز با زبانش مي آزارد. حضرت فرمود:

 لا خير فيها هي من اهل النار.

  خيري در او نيست او اهل آتش ا ست .

امام صادق عليه السلام نيز آزار دهنده به همسايه را از رحمت خدا دور ميداند: 

  ملعون ملعون من اذي جاره .

    از رحمت خداي دور است از رحمت خداي دور است آنكه همسايه اش را بيازارد .

اسلام نه تنها پيروان خود را از همسايه آزاري باز داشته بلكه براي همسايه آزار ارج و حرمتي قائل نشده و دستور داده با وي برخورد كنيد و اورا بيدار كنيد .

امام باقر عليه السلام فرمود :شخصي از آزار همسايه اش نزد رسول خدا صلي الله عليه واله شكايت كرد حضرت اورا امر به صبر نمود بار ديگر نيز به شكايت آمد حضرت باز هم اورا به خويشتن داري دعوت كرد بارسوم آمد و شكايت خود را تكرار نمود پيامبر فرمود :چون روز جمعه شود زماني كه مردم براي نماز جمعه ميروند اثاثيه ات را از منزل خارج كن وبرسر راه مردم بياور چون از تو علت اينكار را جويا شدند ماجراي خود را براي آنان بازگو كن آن شخص به دستور پيامبر صلي الله عليه واله عمل كرد چون ساعتي گذشت همسايه اي كه آزارش ميداد سراسيمه نزد او آمد ه از او خواست اثاثيه اش را به منزل باز گرداند و گفت با خداوند عهد ميكنم كه ديگر تورا نيازارم.

 درحديث ديگري از پيامبر صلي الله عليه واله نقل شده كه در يكي از روزها سه بار فرمود :والله لا يومن به خدا سوگند كسي ايمان ندارد ...

يكي پرسيد: چه كسي؟  پيامبر صلي اله عليه واله فرمود :الذي لا يأمن جاره بوائقه كسي كه همسايه او از مزاحمت او در امان نيست .

غفلت از حال همسايگان و بي توجهي به حقوق آنان از اموري است كه در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و از آن به زشتي ياد شده است .پيامبر بزرگوار اسلام كسي راكه خود سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد مؤمن نميداند :

ما امن بي من باب شعبان و جاره جائع .

    به من ايمان نياورده كسي كه با شكم سير بخوابد در حالي كه همسايه اش گرسنه باشد .

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پس از جدايي حضرت يعقوب و فرزندش يوسف فرزند ديگرش بنيامين نيز از او جدا شد اين پيامبر بزرگ روزي در حال مناجات به درگاه خداوند عرض كرد بار الها دوري از يوسف و نابينايي مرا كم بود كه بنيامين را نيز از من گرفتي ؟به او وحي شد اي يعقوب من اگر فرزندانت را ميرانده باشم برايت زنده ميكنم و به تو برميگردانم ولي آيا به ياد داري كه در فلان روز گوسفندي كشتي و آن را كباب نموده با اهلت خوردي و به فلاني و فلاني كه همسايه تو و روزه دار بودند چيزي ندادي ؟كنايه از اين كه اين بلا بسبب بي توجهي تو به آن همسايه است .

اي كه بر مركب رهوار سواري هشدار   

   خر هيزم كش همسايه تپيده به گل است      

آتش از خانه همسايه درويش مخواه   

كانچه برروزن او ميگذرد دود دل است

رسول اكرم صلي الله عليه واله فرمودند: هر كه همسايه خود را آزار كند حق تعالي بوي بهشت را براو حرام گرداند و مأواي او جهنم باشد .

رسول اكرم صلي الله عليه واله فرمودند هر كه از همسايه اش بقدر يك وجب از زمين خيانت كند خداي تعالي آن زمين را تا طبقه هفتم طوقي گرداند و در گردن او اندازد تا چون اورا به مقام حساب آورند طوق در گردن او باشد مگر آنكه توبه كند وآن زمين را پس دهد .

از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه هر كه آزار خود را از همسايه باز دارد حق تعالي در روز قيامت از گناهان او در گذرد .

 آثار نيكي به همسايه   

      رفتار نيك همسايگان با يكديگر ميتواند سرچشمه بركات فراواني باشد از جمله:

   1.آرامش رواني و طول عمر :  تقويت روحيه همكاري و تعاون درجهت پاكيزه و آباد نگه داشتن محيط زندگي يكي از اين بركات است كه خود آرامش رواني وطول عمر انسان را درپي دارد.

 امام صادق عليه السلام دراين باره فرمود  :حسن الجوار يعمر الديار و يزيد في الاعمار 

همسايه داري نيكو شهرها راآباد و عمرها را طولاني ميكند

  2.ازدياد روزي : حسن الجوار يزيد في الرزق .  همسايه داري نيكو روزي را زياد ميكند  

 3.آمرزش گناها ن :  من مات و له جيران ثلاثه كلهم راضون عنه غفر له   

 هر كس بميرد در حالي كه سه همسايه داشته باشد و همگي از او راضي باشند آمرزيده ميشود .

نياز به همسايه   

  هميشه در زندگي اوقاتي پيش مي آيد كه انسان به كمك همسايه نياز پيدا ميكند در جايي كه هيچيك از اقوام براي ياري به او حضور ندارند بنابراين چه خوب است كه برخورد ما باهمسايگان نيكو باشد تا در مواقع لزوم بتوانيم از آنها كمك بطلبيم .

حضرت امير المؤمنين عليه السلام دربيماري به ديدن صعصعه بن صوحان كه از بزرگان اصحاب آن حضرت بود تشريف آوردند پس فرمودند: با اينكه من به عيادت تو آمدم فخر نكن برقوم خود و اگر ايشان را در امري ببيني خود را از آن امر به كنار نگير كه آدمي بي نياز نيست از قوم و قبيله خود و به ايشان محتاج است و اگر ياري ايشان نكني ياري از ايشان منع كرده اي و ياريهاي بسيار را از خود رد گردانده اي.پس اگر ايشان رادر حال خوبي ببيني ياري ايشان بكن براي آن امر و اگر در بلايي باشند ايشان را وانگذار و بايد كه ياري كردن شما يكديگر را در طاعت خدا باشد .به درستي كه هميشه بارفاه و نعمت خواهيد بود اگر ياري يكديگر را بكنيد در طاعت خدا و باز ايستيد از معصيت خدا .

ودر حديث معتبرمنقولست كه اسيري چند رابه نزد حضرت رسول صلي الله عليه واله از كافران آوردند پس يكي از ايشان را پيش آوردند كه گردن بزنند در آن حال جبرئيل نازل شد و گفت يا محمد صلي الله عليه واله اين اسير كه ميخواهي گردنش را بزني به مردم طعام ميخورانيد و مهمانداري ميكرد و خرجها ئيكه در ميان قبيله واقع ميشد ميداد و بارهاي گران اهل خود را بردوش خود برميداشت .پس حضرت به آن اسير فرمودند كه حق تعالي چينن وحي فرستاده و من تورا آزاد كردم از كشتن به سبب اين خصلتها. آن اسير گفت كه پروردگار تو اين خصلتهارا دوست ميدارد فرمود: بلي . اسير گفت: شهادت ميدهم به وحدانيت خدا وبه پيغمبري تو به حق آن خداوندي كه تورا به راستي فرستاده است كه هرگز از مال خود كسي را بر نگردانيده ام .

   تضاد و تزاحم بين همسايگان     

   تضاد و تزاحم نيز از پيامدهاي زندگي اجتماعي است و وقتي گروهي با هم دريك محيط زندگي ميكنند ممكن است بي مبالاتي و كم توجهي بعضي به آداب اسلامي، سبب سلب آسايش ديگران گردد و موجب آزردگي آنان شود و اين خود زمينه ساز كدورتها و نزاعهاي بعدي شود .در اينصورت شايسته است طرفي كه مورد كم لطفي همسايه خود واقع شده تا ميتواند آزار همسايه را براي رضاي خدا تحمل كند و چنانچه ناچار به نشان دادن واكنش شد بارويي گشاده وزباني نرم به وي تذكر دهد به طوري كه اين تذكر موجب اصلاح وي شده و در ضمن رنجش خاطر او را هم در پي نداشته باشد .

امام كاظم عليه السلام در اين باره فرمود :

ليس حسن الجوا ر كف الاذي و لكن حسن الجوار الصبر علي الاذي 

   همسايه داري نيكو به آزار نرساندن نيست بلكه همسايه داري نيكو در صبر بر آزار همسايه است .

 

  فرهنگ آپارتمان نشيني در ايران     

 فرهنگ آپارتمان نشيني چيست ؟

در واقع فرهنگ همسايه داري يا آپارتمان نشيني همان هنجارها و ارزشها ويا امور مادي است كه براي افراد همسايه معقول و ارزشمند مي باشد و افكار و احساسات ورفتا ر آنها را شكل داده ويا به نوعي تحت تأثير قرار ميدهد .اين هنجارها همگي در ارتباط با برخورد با همسايگان ميباشد كه البته گاهي ممكن است هنجارها و ارزشها ي افراد معقول و مطابق با شرع نباشند . به طور كلي از آنجائي كه ما مسلمان هستيم و اسلام دين كاملي است و در تمام زمينه هاي فردي و اجتماعي براي انسانها دستوراتي دارد لذا هنجارها و ارزشهاي مورد قبول ما بر طبق دستورات اسلام خواهد بود كه خود مطابق عقل نيز مي باشد .البته مانمي توانيم ادعا كنيم كه تمام اين دستورات در رفتار ما تعين پيدا كرده است زيرا واقعيت چيز ديگري را بيان ميكند اما در هرحال دستورات اسلام دراين زمينه مورد قبول عموم بوده و حتي مطابق قانون ودر برخي موارد با كساني كه رفتاري ضد آن داشته باشند برخورد خواهد شد .

بررسي وضعيت كنوني         

   در زندگي آپارتماني ايران فرهنگ خاصي حاكم است كه تا حدودي از شرع وقانون نشأت گرفته است. اما متأسفانه بيشتر افراد آن را زير پا ميگذارند و موجب ميشوند كه حقوق ديگران ضايع و پايمال شود .منازل آپارتماني به جهت ارتباط نزديكي كه خانه ها با يكديگر دارند همچنين وجود خانه هايي فوق يكديگرند مراعات حال همسايگان حالت ظريفتري به خود ميگيرد .مثلا از آنجائي كه هر خانواده مستقلا حق دارد كه رفت وآمد هاي خاص خود را داشته باشد بايد دقت كند كه اين رفت و آمدها ومهمانيهاي شبانه در اوقاتي نباشد كه عادتا ديگران در آن زمان مشغول استراحت هستند. چرا كه رفت و آمد افراد روي پله ها سر وصدا ي زيادي را ايجاد ميكند كه مخل آسايش ديگران است .از سوي ديگر بلند صحبت كردن در راه پله ها عاملي است كه غالبا به آن كم توجهي ميشود و خود موجب آزار ديگران را فراهم مي كند .برخي از افراد آنقدر صداي ضبط يا تلويزيون خود را بلند ميكنند كه در آسايش و آرامش ديگران ايجاد اخلال ميكند .اخيرا ديده شده كه برخي از اعضاي آپارتمانها براي تبديل خانه خود به سبك امروزي تصميم به تخريب صورت قبلي خانه گرفته و به اصطلاح خود ديوار آشپزخانه را كوتاه ميكنند و يا شومينه نصب ميكنند كه ماهها صداي گوش خراش تيشه و تبر گوش همسايگان رامي آزارد.

از سوي ديگر خانواده هاي بچه دار نيز خود به نوعي موجب آزار ديگران ميشوند چرا كه كودكان آنها با بازي هاي پرسر وصدا و دويدن موجب آزار همسايه ها در طبقه پايين تر ميشوند.

مشكل ديگر مسأله نظافت ساختمان است .از آنجائيكه همه ساختمانها مأمور مخصوص براي نظافت ندارند لذا در بسياري ا ز مجتمعها مشكل جارو كردن و نظافت آپارتمان وجود دارد و افراد همكاري لازم را در اين زمينه به عمل نمي آورند. حتي گاهي اوقات در آبياري درختان نيز با يكديگر مشكل دارند و هر كس اين مسئوليت را به عهده ديگري مي اندازد .البته مشكلات آپارتمان بسياربيشتر از اين است .و ليكن فرهنگ همسايه ها ،محل آپارتمان و حتي نوع معماري ساختمان تا حدود زيادي در حل اين مشكلات مؤثرند .

 علل افت فرهنگ آپارتمان نشيني              

همان گونه كه قبلا ذكر شد فرهنگ حاكم بر انديشه ما فرهنگي اسلامي است و اسلام در تمام زمينه ها وخصوصا برخورد به همسايه راهكارهاي مناسبي ارائه داده است .اما اينكه چرا ما به اين راهكارها عمل نمي كنيم دلائل مختلفي دارد. شايد مهمترين عامل عدم رعايت حقوق ديگران، بي اطلاعي از عواقب رعايت نكردن حقوق و حتي نا آگاهي نسبت به حقوق همسايه باشد .و شايد رعايت اين حقوق در جامعه از ضمانت كافي برخوردار نيست. لذا افرادي با وجود اطلاع از حقوق همسايگان نفع آني را ترجيح داده وحقوق افراد را زير پا ميگذارند. البته علل و عوامل زياد است اما ما در اينجا به برجسته ترين آنها اشاره كرديم. اما راهكارهايي در اين زمينه به ذهن مي رسد كه ميتواند در نهادينه كردن فرهنگ صحيح آپارتمان نشيني مؤثر باشد .

  عوامل ارتقاءفرهنگ آپارتمان نشيني       

     اين عوامل از مجموعه اي از كارهاي فرهنگي وحتي قانوني تشكيل شده كه به ذكر آن ميپردازيم .شايد بهترين اقدام دراين زمينه آگاه كردن افراد به حقوقي باشد كه درشرع و قانون ذكر شده و با اجراي آن حقوق همسايگان از آزار يكديگر در امان خواهند بود .

شيوه خاص ساختمان سازيها گاهي كاملا اشتباه مي باشد و بجاي اينكه به آسايش افراد توجه شود به زيبايي آن پرداخته اند. از جمله قراردادن درهاي رفت وآمد دو خانواده در كنج ديوار بطوري كه اگر هر دو همزمان از خانه خارج شوند به يكديگر برخورد خواهند كرد .

اگر ساختمانها طوري ساخته شوند كه تأسيسات مربوط به آب وبرق همسايگان با كنتور جداگانه اي نصب شود علاوه براينكه جلو اختلافات زيادي را ميگيرد بلكه عده اي با مصرف زياده ازحق، خرج زائدي را بر مخارج ساير خانواده ها تحميل نمي كنند .

براي نظافت آپارتمان ميتوان نوبت گذاشت تا در پاكيزگي محيط اخلالي ايجاد نشده و همه افراد نيز دراين زمينه همكاري داشته باشند.

 يكي از كارهاي مؤثر و مفيد در اين زمينه تعيين مدير ساختمان و تشكيل جلسات متعدد با حضور اعضاي ساختمان است. مدير ميتواند فعاليت اعضاء را كنترل كرده و به آن انتظام بخشد. از طرفي با متخلفين برخورد كند .

جلسات منظم ماهانه ويا هفتگي با حضور تمام همسايگان ميتواند آنها را با مشكلات ساختمان آشنا ساخته و وادار به چاره جويي در جهت حل آن نمايد . مدير ساختمان ميتواند فردي مطمئن خارج از افراد ساختمان باشد كه ماهيانه مبلغي از طرف همسايگان به او پرداخت ميشود و او در عوض هماهنگي امور ساختمان را به عهده ميگيرد .حتي اين مراقبت ميتواند 24ساعته وبه نوبت بافرد ديگري صورت گيرد تا در ضمن ورود و خروج افراد نيز كنترل شود .

يكي از راهكارهاي مؤثر براي وادار كردن افراد به رعايت حقوق همسايگان برخورد قانوني با فرد متخلف ميباشد .كه البته در مرحله اول با تذكر و امر به معروف ودر مراحل بالاتر با اطلاع دادن به پليس ميتوان به مشكل پايان داد .در هر حال بهترين كار آگاه كردن افراد و تبليغات دراين زمينه است كه ميتواند توسط آموزش و پرورش و مربيان و روحانيون و خصوصا صدا وسيما و...صورت گيرد آموزشهاي عمومي در درازمدت هميشه اثر مطلوبي بجا گذاشته اند .

 

                                                       گردآوري: فاطمه آذر مهر

+ نوشته شده توسط داریوش در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت 10:41 |
قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان
فصل اول: كليات، اهداف و خط مشي
فصل دوم: تشكيلات، اركان، وظايف و اختيارات سازمان
فصل سوم: امور كاردانها و صنوف ساختماني
فصل چهارم: مقررات فني و كنترل ساختمان
فصل پنجم: آموزش و ترويج
 فصل ششم: متفرقه
 
 
 
 
 
فصل اول: كليات، اهداف و خط مشي
ماده‌1- تعريف‌: نظام‌ مهندسي ‌و كنترل ‌ساختمان‌ عبارت‌ است‌ ازمجموعه‌ قانون‌، مقررات‌، آئين‌نامه‌ها، استانداردها و تشكلهاي‌ مهندسي‌، حرفه‌اي وصنفي كه ‌در جهت‌ رسيدن ‌به‌ اهداف‌ منظ‌ور در اين‌ قانون‌ تـدوين‌ و به ‌مورداجراء گذاشته‌ مي‌شود.
ماده 2 -اهداف ‌و خط ‌مشي‌ اين ‌قانون‌ عبارتند از :
  • 1- تقويت‌ و توسعه ‌فرهنگ ‌و ارزشهاي ‌اسلامي ‌در معماري‌ و شهرسازي‌.
  • 2- تنسيق ‌امور مربوط‌ به‌ مشاغل ‌و حرفه‌هاي ‌فني‌ و مهندسي‌ در بخشهاي‌ ساختمان ‌وشهرسازي‌.
  • 3- تامين ‌موجبات‌ رشد و اعتلاي ‌مهندسي ‌در كشور.
  • 4- ترويج‌ اصول‌ معماري‌ وشهرسازي ‌و رشد آگاهي ‌عمومي ‌نسبت‌ به‌ آن‌ و مقررات‌ ملي‌ ساختمان‌ و افزايش‌بهره‌وري‌.
  • 5- بالا بردن ‌كيفيت ‌خدمات‌ مهندسي ‌و نظارت‌ بر حسن‌ اجراي ‌خدمات‌.
  • 6- ارتقاي ‌دانش ‌فني ‌صاحبان ‌حرفه‌ها در اين ‌بخش‌.
  • 7- وضع‌ مقررات‌ ملي‌ ساختمان‌ به‌ منظور اطمينان ‌از ايمني‌، بهداشت‌، بهره‌دهي‌مناسب‌، آسايش‌ و صرفه ‌اقتصادي‌ و اجراء و كنترل ‌آن‌ در جهت‌ حمايت ‌از مردم‌ به‌عنوان ‌بهره‌برداران ‌از ساختمانها و فضاهاي‌ شهري ‌و ابنيه‌ و مستحدثات ‌عمومي ‌وحفظ‌ و افزايش‌ بهره‌وري‌ منابع‌ مواد و انرژي‌ و سرمايه‌هاي‌ملي‌.
  • 8- تهيه و تنظيم مباني قيمت گذاري خدمات مهندسي
  • 9- الزام ‌به ‌رعايت ‌مقررات ‌ملي‌ ساختمان‌، ضوابط‌ و مقررات‌ شهرسازي‌ و مفاد طرحهاي‌جامع ‌و تفصيلي ‌و هادي ‌از سوي‌ تمام ‌دستگاههاي‌ دولتي‌، شهـرداريها،سـازندگان‌، مهندسين‌، بهره‌برداران‌ و تمام‌ اشخاص‌ حقيقي ‌و حقوقي‌ مرتبط‌ بابخش‌ ساختمان ‌به ‌عنوان ‌اصل‌ حاكم‌ بر كليه ‌روابط‌ و فعاليتهاي‌ آنها و فراهم‌ساختن‌ زمينه ‌همكاري‌ كامل‌ ميان‌ وزارت‌ مسكن‌ و شهرسازي‌، شهرداريها و تشكلهاي‌مهندسي‌ و حرفه‌اي‌ و صنوف‌ ساختمان‌.
  • 10- جلب ‌مشاركت‌ حرفه‌اي ‌مهندسان‌ و صاحبان ‌حرفه‌ها و صنوف‌ ساختماني‌ در تهيه ‌واجراي ‌طرحهاي‌ توسعه‌ و آباداني ‌كشور.
ماده3- براي‌ تامين ‌مشاركت ‌هر چـه‌وسيعتر مهندسان ‌در انتظام ‌امور حرفه‌اي ‌خود و تحقق‌ اهداف‌ اين‌ قانون‌ در سطح‌كشور سازمان ‌ نظام ‌مهندسي‌ ساختمان ‌كه‌ از اين ‌پس‌ در اين ‌قانون ‌به ‌اختصارسازمان ‌خوانده‌ مي‌شود و در هر استان ‌يك‌ سازمان ‌به ‌نام‌ سازمان ‌ نظام ‌ مهندسي‌ ساختمان ‌استان‌ كه ‌از اين‌ پس‌ به ‌اختصار سازمان ‌استان‌ ناميده‌مي‌شود، طبق ‌شرايط‌ ياد شده ‌در اين ‌قانون ‌و آئين‌نامه‌ اجرايي‌ آن‌ تاسيس‌مي‌شود. سازمانهاي‌ ياد شده ‌غير انتفاعي ‌بوده‌ و تابع‌ قوانين ‌و مقررات ‌عمومي‌حاكم‌ بر موسسات‌ غير انتفاعي ‌مي‌باشند.
ماده4- از تاريخي‌ كه ‌وزارت‌ مسكن‌و شهرسازي‌ با كسب‌ نظر از وزارت‌ كشور در هر محل ‌حسب‌ مورد اعلام ‌نمايد، اشتغال‌اشخاص‌ حقيقي ‌و حقوقي‌ به ‌آن‌ دسته ‌از امور فني‌ در بخشهاي ‌ساختمان ‌و شهرسازي‌كه ‌توسط‌ وزارت‌ ياد شده ‌تعيين ‌مي‌شود، مستلزم ‌داشتن ‌صلاحيت‌ حرفه‌اي ‌است‌. اين‌ صلاحيت‌ در مورد مهندسان ‌از طريق‌ پروانه ‌اشتغال ‌به‌ كار مهندسي‌ و در موردكاردانهاي‌ فني‌ و معماران ‌تجربي‌ از طريق‌ پروانه‌ اشتغال‌ به ‌كار كارداني‌ ياتجربي‌ و در مورد كارگران ‌ماهر از طريق‌ پروانه ‌مهارت‌ فني‌ احراز مي‌شود. مرجع‌صدور پروانه ‌اشتغال به ‌كار مهندسي‌ و پروانه ‌اشتغال‌ به ‌كار كارداني‌ و تجربي‌وزارت ‌مسكن ‌و شهرسازي‌ و مرجع‌ صدور پروانه ‌مهارت‌ فني‌ وزارت‌ كار و اموراجتماعي‌ تعيين‌ مي‌گردد. شرايط‌ و ترتيب‌ صدور، تمديد، ابطال ‌و تغيير مدارك‌صلاحيت‌ حرفه‌اي‌ موضوع‌ اين‌ ماده‌ و چگونگي‌ تعيين‌، حدود صلاحيت‌ و ظرفيت‌اشتـغال ‌دارندگان ‌آنها، در آئين‌نامه‌ اجرايي ‌اين ‌قانون ‌معين‌ مي‌شود.
تبصره 1ـوزارت مسكن و شهرسازي و وزارت كار و امور اجتماعي حسبمورد موظفند ظرف 10 سال از تاريخ ابلاغ اين قانون با استفاده از همكاري شهرداريها،مهندسان و سازمانها و تشكلهاي حرفهاي و صنفي شاغل در اينبخشها دامنه اجراي اين ماده را به كل كشور توسعه دهند، اهداف مرحلهاي اين امر وبودجه موردنياز براي آموزش و آزمون اشخاص و سامان بخشيدن به صنوف و حرف فني شاغل دراين بخشها همه ساله در بودجه ساليانه دستگاه اجرايي مربوط پيشبيني خواهد شد.
تبصره 2ـكليه اشخاص حقيقي و حقوقي غيرايراني جهت انجام خدماتموضوع اين قانون بايد مدارك صلاحيت حرفهاي موقت دريافتدارند
 
 
 
 
فصل دوم: تشكيلات، اركان، وظايف و اختيارات سازمان
ماده 5- اركان سازمان عبارت است از هر يك از سازمان استانها، هيأت عمومي سازمان،شوراي مركزي سازمان، رئيس سازمان، شوراي انتظامي نظام مهندسي
ماده 6- برايتشكيل سازمان استان وجود حداقل 50 نفر داوطلب عضويت از بين مهندسان حوزه آن استانكه داراي مدرك مهندسي در رشته هاي اصلي مهندسي شامل معماري، عمران، تأسيساتمكانيكي، تأسيسات برقي، شهرسازي، نقشه برداري و ترافيك باشند ضرورياست.
تبصره 1ـمهندسحوزه هر استان در اين قانون به شخصي اطلاق ميشود كه حداقل متولد آن استان يا 6 ماهممتد پيش از تاريخ تسليم درخواست عضويت، در آن استان مقيم باشد.
تبصره 2ـهر يك از مهندسان در بيش از يك سازمان نمي توانند عضويتيابند.
ماده 7- عضويتاشخاص حقوقي شاغل به كار مهندسي در رشته هاي اصلي و اشخاص حقيقي در رشته هاي مرتبطبا مهندسي ساختمان در سازمان استان بلامانع است.
تبصره 1ـرشتههاي مرتبط با مهندسي ساختمان به كليه رشته هايي اطلاق ميشود كه عنوان آنها با رشتههاي اصلي ياد شده در ماده (6) متفاوت بوده ولي محتواي علمي و آموزشي آنها با رشتههاي اصلي بيش از 70% در ارتباط باشد و فارغالتحصيلان اينگونه رشته ها خدمات فنيمعيني را در زمينه هاي طراحي، محاسبه، اجراء، نگهداري، كنترل، آموزش، تحقيق و نظايرآن به بخشهاي ساختمان و شهرسازي عرضه ميكنند اما اين خدمات از حيث حجم، اهميت وميزان تأثير عرفا همطراز خدمات رشته هاي اصلي مهندسي ساختمان نباشد.
تبصره 2ـحدودصلاحيت حرفه اي دارندگان مدارك تحصيلي دانشگاهي مرتبط با مهندسي ساختمان و عناويناين رشته ها توسط كميسيوني متشكل از نمايندگان وزير مسكن و شهرسازي، وزير فرهنگ وآموزش عالي و رئيس سازمان تعيين و به تصويب وزير مسكن و شهرسازي ميرسد. مرجع تطبيقعناوين مدارك تحصيلي كمتر از معادل ليسانس و تعيين حدود صلاحيت حرفه اي دارندگانآنها وزارت مسكن و شهرسازي است.
ماده 8- هرسازمان استان داراي مجمع عمومي، هيأت مديره، شوراي انتظامي و بازرسان است و محلاستقرار دايم دفتر مركزي آن در مركز استان ميباشد. سازمانهاي استان ميتوانند درساير شهرهاي استان و همچنين در مناطق مختلف شهرهاي بزرگ مركز استان در صورت پيشنهادشوراي مركزي و تصويب وزير مسكن و شهرسازي، در مركز استانهاي مجاوري كه در آنهاسازمان استان تأسيس نشده باشد، دفاتر نمايندگي داير نموده و انجام تمام يا بخشي ازوظايف مستمر سازمان در حوزه مربوط را به آن دفاتر محول كنند.
ماده 9- مجمععمومي سازمان استان از اجتماع تمامي اشخاص حقيقي عضو داراي حق رأي سازمان كه منحصربه دارندگان مدرك تحصيلي در رشته هاي اصلي مهندسي ساختمان و رشته هاي مرتبط استتشكيل ميشود و وظايف و اختيارات آن به شرح زير است:
  • الف ـ انتخاب اعضاي هيأت مديره.
  • ب ـ استماع گزارش عملكرد ساليانه هيأت مديره و اعلام نظر نسبت به آن.
  • ج ـ بررسي و تصويب ترازنامه سالانه "سازمان استان" و بودجه پيشنهادي "هيأت مديره".
  • د ـ تعيين و تصويب حق وروديه و حق عضويت سالانه اعضاء و ساير منابع درآمد براي سازمان بر اساس پيشنهاد "هيأت مديره".
  • هـ ـ بررسي و اتخاذ تصميم نسبت به ساير اموري كه طبق قوانين و آئيننامه هاي مربوط به عهده سازمان استان و در صلاحيت مجمع عمومي ميباشد.
تبصره 1ـجلساتمجمع عمومي بطور عادي سالي يكبار و بطور فوقالعاده به تعداد دفعاتي كه توسط مجمععمومي در اجلاس عادي تعيين ميشود، به دعوت هيأت مديره تشكيل ميشود. هيأت مديره ملزمبه دعوت از نمايندگان وزير مسكن و شهرسازي جهت شركت در جلسات مجمع عمومي ميباشد وجلسات ياد شده با رعايت ساير شرايط، مشروط به انجام دعوت ياد شده رسميت خواهد يافت.
تبصره 2ـدرصورت تصويب هيأت مديره سازمان استان، نمايندگان اشخاص حقوقي عضو سازمان ميتوانندبعنوان ناظر به جلسات مجمع عمومي دعوت شوند و در آن حضور يابند.
تبصره 3ـبازرسان در اولين جلسه فوق العاده مجمع عمومي و به پيشنهاد هيأت مديره تعيينميشوند.
ماده 10-هر يكاز سازمانهاي استان داراي هيأت مديره هايي خواهد بود كه از بين اعضاي داوطلب واجدشرايط در رشته هاي اصلي مهندسي ساختمان براي يك دوره سه ساله انتخاب خواهد شد وانتخاب مجدد اعضاي هيأت مديره بلامانع است.
ماده 11-شرايطانتخاب شوندگان هيأتهاي مديره سازمانهاي نظام مهندسي به شرح زيرميباشد:
  • 1- تابعيت دولت جمهوري اسلامي ايران.
  • 2- نداشتن فساد اخلاقي و مالي و عدم اعتياد به مواد مخدر.
  • 3- داشتن حسن شهرت اجتماعي و شغلي عملي به مهندسي و رعايت اخلاق و شئون مهندسي.
  • 4- نداشتن پيشينه كيفري و عدم وابستگي به گروه هاي غيرقانوني.
  • 5- داشتن حسن شهرت در تعهد عملي به احكام دين مبين اسلام و وفاداري به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران. تبصره ـ اقليتهاي ديني به رسميت شناخته شده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تابع احكام دين اعتقادي خود ميباشند.
  • 6- دارا بودن صلاحيت علمي و حرفه اي به ميزان مندرج در آئين نامه.
ماده 12- تعداداعضاي اصلي هيأت مديره سازمان استانها بين 5 تا 25 نفر متناسب با تعداد اعضا بهتفكيك رشته هاي اصلي خواهد بود.
تبصره ـدر هريك از رشته هاي اصلي مهندسي ساختمان كه نماينده يا نمايندگاني در هيأت مديره سازماناستانها دارند، يك نفر به عنوان عضو علي البدل هيأت مديره انتخاب خواهد شد. نحوهشركت اعضاء علي البدل در جلسات هيأت مديره در آيين نامه اجرايي اين قانون معينخواهد شد.
ماده 13-هيأتاجرايي انتخابات كه حسب مورد در هر استان متشكل از 3 تا 7 نفر از اعضاي سازمان استبا نظارت وزارت مسكن و شهرسازي وظيفه برگزاري انتخابات را به عهده دارد. چگونگيانتخاب و تشكيل هيأت اجرايي و اختيارات و وظايف هيأت ياد شده به شرح مندرج در آييننامه اجرايي اين قانون خواهد بود.
تبصره 1ـهيأتاجرايي انتخابات موظف است صلاحيت داوطلبان عضويت در هيأت مديره را از مراجعصلاحيتدار استعلام و بررسي نمايد.
تبصره 2ـاوليندوره انتخابات هيأت مديره به وسيله وزارت مسكن و شهرسازي برگزارميشود.
ماده 14-هيأتمديره سازمان استان نماينده آن سازمان بوده و داراي هيأت رئيسه هاي متشكل از يكرئيس، دو نائب رئيس و يك دبير براي انجام وظايف خود به ترتيب مندرج در آئين نامهاجرايي خواهد بود و ميتواند به تعداد لازم كمسيونها تخصصي و دفاتر نمايندگي تأسيسنمايد. تفويض اختيار هيأت مديره به اين كميسيونها و نمايندگيها از مسووليت آن هيأتنمي كاهد. رئيس هيأت مديره، رئيس سازمان استان نيز محسوب ميشود.
ماده 15-اهموظايف و اختيارات هيأت مديره به شرح زير است:
  • 1- برنامه ريزي در جهت تقويت و توسعه فرهنگ و ارزشهاي اسلامي در معماري و شهرسازي.
  • 2- برنامه ريزي به منظور رشد و اعتلاي حرفه هاي مهندسي ساختمان و مشاغل مرتبط با آن.
  • 3- ارتقاي دانش فني و كيفيت كار شاغلان در بخشهاي ساختمان و شهرسازي از طريق ايجاد پايگاه هاي علمي، فني، آموزش و انتشارات.
  • 4- همكاري با مراجع مسئول در امر كنترل ساختمان از قبيل اجراي دقيق صحيح مقررات ملي ساختمان و ضوابط طرحهاي جامع و تفصيلي و هادي شهرها توسط اعضاي سازمان حسب درخواست.
  • 5- نظارت بر حسن انجام خدمات مهندسي توسط اشخاص حقيقي و حقوقي در طرحها و فعاليتهاي غيردولتي در حوزه استان و تعقيب متخلفان از طريق مراجع قانوني ذيصلاح.
  • 6- مشاركت در امر ارزشيابي و تعيين صلاحيت و ظرفيت اشتغال به كار شاغلان در امور فني مربوط به فعاليتهاي حوزه هاي مشمول اين قانون.
  • 7- دفاع از حقوق اجتماعي و حيثيت حرفه اي اعضا و تشويق و حمايت از فعاليتهاي با ارزش و برگزاري مسابقات حرفه اي و تخصصي و معرفي طرحهاي ارزشمند.
  • 8- تنظيم روابط بين صاحبان حرفه هاي مهندسي ساختمان و كارفرمايان و كمك به مراجع مسئول در بخش ساختمان و شهرسازي در زمينه ارجاع مناسب كارها به صاحبان صلاحيت و جلوگيري از مداخله اشخاص فاقد صلاحيت در امور فني.
  • 9- كمك به ترويج اصول صحيح مهندسي و معماري و همكاري با وزارت مسكن و شهرسازي در زمينه تدوين، اجرا و كنترل مقررات ملي ساختمان و استانداردها و معيارها.
  • 10- كمك به ارتقاي كيفيت طرحهاي ساختماني، عمراني و شهرسازي در محدوده استان و ارائه گزارش بر حسب درخواست، شركت در كميسيونها و شوراهاي تصميم گيري در مورد اينگونه طرحها و همكاري با وزارت مسكن و شهرسازي و شهرداريها در زمينه كنترل ساختمان و اجراي طرحهاي ياد شده با استفاده از خدمات اعضاي سازمان استان.
  • 11- ارائه خدمات كارشناسي فني به مراج قضايي و قبول داوري در اختلافاتي كه داراي ماهيت فني است.
  • 12- همكاري با مراجع استان در هنگان بروز سوانح و بلاياي طبيعي.
  • 13- تأييد ترازنامه سازمان و ارائه آن به مجمع عمومي.
  • 14- معرفي نماينده هيأت مديره سازمان استان جهت عضويت در كمسيونهاي حل اختلاف مالياتي در رسيدگي و تشخيص ماليات فني و مهندسي اعضاء سازمان.
  • 15- تهيه و تنظيم مباني قيمت گذاري خدمات مهندسي در استان و پيشنهاد به وزارت مسكن و شهرسازي، مرجع تصويب مباني و قيمت خدمات مهندسي در آئين نامه اجرايي تعيين ميگردد.
  • 16- ساير مواردي كه براي تحقق اهداف اين قانون در آئين نامه اجرايي معين ميشود.
تبصره 1ـبرايرسيدگي و تشخيص صحيح ماليات مشاغل فني و مهندسي اعضاي سازمان استان، نماينده هيأتمديره سازمان در جلسات كميسيونهاي حل اختلاف مالياتي آن استان شركت خواهد داشت.
تبصره 2ـمفاداين ماده شامل چگونگي فعاليت وزارتخانه ها و ساير دستگاه هاي دولتي و كاركنان آنهادر انجام وظايف محوله نميشود.
ماده 16-بهمنظور گسترش همكاريهاي حرفهاي و جلب مشاركت اعضا و كارشناسي دقيقتر مسائل ويژه هريك از رشته هاي تخصصي موجود در سازمان اجازه داده ميشود گروه هاي تخصصي مهندسان هررشته، متشكل از اعضاي سازمان، در همان رشته تشكيل شود. چگونگي فعاليت و مديريت گروهها به موجب آئين نامه اجرايي اين قانون تعيين خواهد شد.
ماده 17-هرسازمان استان داراي يك شوراي انتظامي متشكل از يك نفر حقوقدان به معرفي رئيسدادگستري استان و دو تا چهار نفر مهندس خوشنام كه به معرفي هيأت مديره و با حكمشوراي مركزي سازمان نظام مهندسان ساختمان براي مدت 3 سال منصوب ميشوند خواهد بود وانتخاب مجدد آنان بلامانع است. رسيدگي بدوي به شكايات اشخاص حقيقي و حقوقي در خصوصتخلفات حرفهاي و انضباطي و انتظامي مهندسان و كاردانهاي فني به عهده شوراي ياد شدهاست. چگونگي رسيدگي به تخلفات و طرز تعقيب و تعيين مجازاتهاي انضباطي و موارد قابلتجديدنظر در شوراي انتظامي نظام مهندسي در آئين نامه اجرايي تعيين ميشود.
تبصره ـمراجعقضايي براي رسيدگي به شكايات و دعاوي مطروح عليه اعضاي سازمان استان كه منشاء آنهاامور حرفه اي باشد، بنابه درخواست مشتكي عنه يا خوانده ميتوانند نظر كارشناسيسازمان استان محل را نيز خواستار شوند. هيأت مديره مكلف است حداكثر ظرف مدت يك ماهاز تاريخ وصول استعلام، نظر خود را به طور كتبي اعلام نمايد و در صورت عدم اعلامنظر مراجع مربوط ميتوانند رأساً به كار رسيدگي ادامه دهند همچنين در ساير دعاوي كهموضوع آنها مرتبط با مفاد اين قانون باشد محاكم قضايي ميتوانند جهت انجام كارشناسينيز از سازمان استان محل خواستار معرفي يك كارشناس يا هيأت كارشناسي خبره و واجدشرايط شوند هيأت مديره سازمان استان مكلف است حداكثر ظرف مدت پانزده روز نسبت بهمعرفي كارشناس يا كارشناسان صلاحيتدار در رشته مربوط به ماهيت دعوي اقدام نمايد. درمواردي كه به لحاظ ماهيت كار، نياز به وقت بيشتر باشد هيأت مديره ميتواند با ذكردليل از مراجع قضايي ذيربط استمهال نمايد.
ماده 18-هرسازمان استان حسب مورد داراي يك يا چند بازرس ميباشد كه موظفند در چارچوب قانون وآئين نامه اجرايي آن و آئين نامه مالي سازمان به حسابها و ترازنامه سازمان استانرسيدگي و گزارشهاي لازم را جهت ارائه به مجمع عمومي تهيه نمايند و نيز تمامي وظايفو اختياراتي را كه به موجب قوانين و مقررات عمومي بعهده بازرس محول است انجام دهند. بازرسان مكلفند نسخهاي از گزارش خود را پانزده روز پيش از تشكيل مجمع عمومي به هيأتمديره تسليم كنند. بازرسان با اطلاع هيأت مديره حق مراجعه به كليه اسناد و مداركسازمان را دارند بدون اينكه در عمليات اجرايي دخالت كنند و يا موجب وقفه در عملياتسازمان شوند.
ماده 19-بهمنظور هماهنگي در امور سازمانهاي استان هيأت عمومي سازمان نظام مهندسي ساختمان كهاز اين پس به اختصار "هيأت عمومي" خوانده ميشود از كليه اعضاي اصلي هيأت مديرهسازمانهاي استان در سطح كشور تشكيل ميشود. هيأت عمومي هر سال يك بار يك جلسه عاديبا حضور نماينده وزير مسكن و شهرسازي خواهد داشت و اولين جلسه عادي آن پس از انتخابو آغاز بكار هيأت مديره سازمانهاي استان در دو سوم استانهاي كشور (كه بايد دربرگيرنده تمام سازمانهايي كه داراي 700 نفر عضو يا بيشتر هستند، باشد) به دعوتوزارت مسكن و شهرسازي و جلسات بعد با دعوت شوراي مركزي نظام مهندسي ساختمان كه ازاين پس به اختصار شوراي مركزي خوانده ميشود، تشكيل ميشود. جلسات فوق العاده هيأتعمومي بنابه تصميم آخرين جلسه عادي آن هيأت و يا با تقاضاي دو سوم اعضاي شورايمركزي و يا دعوت وزير مسكن و شهرسازي تشكيل خواهد شد. وظايف و اختيارات هيأت عموميبه شرح زير است:
  • الف) انتخاب افرادواجد شرايط عضويت در شوراي مركزي به ميزان حداقل دو برابر تعداد مورد نياز در هررشته (با قيد اصلي و عليالبدل) جهت معرفي به وزير مسكن وشهرسازي، براي انتخاب اعضاي اصلي و عليالبدل شوراي يادشده از ميان آنها.
  • ب) استماع گزارشساليانه شوراي مركزي.
  • ج) تصويب خط مشي هايعمومي پيشنهادهاي شوراي مركزي.
  • د) حصول اطلاع ازفعاليتها، وضعيت و مشكلات سازمانهاي استان و ارائه طريق به آنها.
ماده 20- شورايمركزي متشكل از 25 نفر عضو اصلي و 7 نفر عضو علي البدل با تركيب رشته هاي يادشده درآئين نامه است كه از بين اعضاي هيأت مديره سازمانهاي استان معرفي شده از سوي هيأتعمومي و توسط وزير مسكن و شهرسازي براي مدت 3 سال انتخاب ميشوند. اعضاي شوراي مركزيبايد علاوه بر عضويت در هيأت مديره سازمان استان، خوشنام و داراي سابقه انجامكارهاي طراحي يا اجرايي يا علمي و تحقيقي و آموزشي برجسته و ارزندهباشند.
ماده 21- اهموظايف و "اختيارات شوراي" مركزي به اين شرح است:
  • الف ـ برنامه ريزي وفراهم آوردن زمينه اجراي اهداف و خط مشيهاي اين قانون با جلب مشاركت سازمان استانهاو هماهنگي وزارت مسكن و شهرسازي.
  • ب ـ بررسي مسائلمشترك سازمانهاي استان و سازمان نظام مهندسي و تعيين خط مشيهاي كوتاه مدت، ودرازمدت و ابلاغ آنها.
  • ج ـ ايجاد زمينه هايمناسب براي انجام وظايف اركان سازمان از طريق مذاكره و مشاوره با مراجع ملي و محلي،در امور برنامه ريزي، مديريت، اجرا و كنترل طرحهاي ساختماني و شهرسازي و با مراجعقضايي در مورد اجراي مواد اين قانون كه به امور قضايي و انتظامي مربوط ميباشد.
  • د ـ حل و فصلاختلافات بين اركان داخلي سازمانهاي استان، يا بين سازمانهاي استان با يكديگر يابين اعضاي سازمانهاي استان با سازمان خود از طريق داوري.
  • هـ ـ همكاري با وزارتمسكن و شهرسازي در امر نظارت بر عملكرد سازمانهاي استان و اصلاح خطمشي آن سازمانهااز طريق مذاكره و ابلاغ دستورالعملها.
  • و ـ همكاري با مراكزتحقيقاتي و علمي و آموزشي و ارائه مشورتهاي لازم در زمينة تهيه مواد درسي و محتوايآموزش علوم و فنون مهندسي در سطوح مختلف به وزارتخانه ها آموزش و پرورش و فرهنگ وآموزش عالي.
  • ز ـ همكاري با وزارتمسكن و شهرسازي و ساير دستگاه هاي اجرايي در زمينة تدوين مقررات ملي ساختمان وترويج و كنترل اجراي آن و تهية "شناسنامه فني و ملكي ساختمانها" و برگزاري مسابقاتحرفه اي و تخصصي.
  • ح ـ همكاري با وزارتكار و امور اجتماعي در زمينة ارتقاي سطح مهارت كارگران ماهر شاغل در بخشهايساختماني و شهرسازي و تعيين استاندارد مهارت و كنترل آن.
  • ط ـ تلاش در جهت جلبمشاركت و تشويق به سرمايه گذاري اشخاص و مؤسسات در طرحهاي مسكن و تأسيسات ومستحدثات عمراني عام المنفعه و همكاري با دستگاه هاي اجرايي در ارتقاي كيفيتاينگونه طرحها.
  • ي ـ جمع آوري كمكهايداخلي و بين المللي جهت كمك به دستگاه هاي مسئول در امر امداد و نجات در زمان وقوعحوادث غيرمترقبه.
  • ك ـ همكاري دربرگزاري آزمونهاي تخصصي مهندسين، كاردانان فني و كارگران ماهر و آموزشهاي تكميليبراي بهنگام نگاهداشتن دانش فني و همچنين شناسايي و تدارك فرصتهاي كارآموزي و معريبه دانشگاه ها.
  • ل ـ حمايت اجتماعي ازاعضاي سازمانهاي استان و دفاع از حيثيت و حقوق حقة آنها و همچنين دفاع از حقوقمتقابل جامعه به عنوان مصرف كنندگان محصولات، توليدات و خدمات مهندسي در بخشهايساختمان، عمران و شهرسازي.
  • م ـ مشاركت دربرگزاري كنفرانسها و گردهماييهاي تخصصي در داخل كشور و در سطح بين المللي.
  • ن ـ ارائه گزارشعملكرد به هيأت عمومي و وزير مسكن و شهرسازي.
  • س ـ ارائه نظراتمشورتي سازمان نظام مهندسي به دولت و دستگاه هاي اجرايي در زمينة برنامه هاي توسعهو طرحهاي بزرگ ساختماني، عمران و شهرسازي حسب درخواست دستگاه هاي مربوط. انجاموظايف شوراي مركزي در سطح كشور، مانع از اقدام هيأت مديره سازمانهاي استان در زمينةبرخي از وظايف فوق كه در مقياس استاني قابل انجام باشد، نخواهد بود
ماده 22- "شوراي مركزي" داراي هيأت رئيسه اي است متشكل از يك رئيس و دو دبير اجرايي و دومنشي كه دبيران و منشيها با اكثريت آراء از بين اعضاء انتخاب ميشوند. "شوراي مركزي" براي تعيين رئيس شورا، سه نفر را به وزير مسكن و شهرسازي پيشنهاد ميكند و وزيريادشده يك نفر را به عنوان رئيس شوراي مركزي كه رئيس سازمان نيز محسوب ميشود، جهتصدور حكم به رئيس جمهور معرفي مينمايد. دورة تصدي رئيس سازمان سه سال و دورةمسئوليت ساير اعضاي هيأت رئيسه يك سال است و انتخاب مجدد آنان بلامانعميباشد.
ماده 23- مسئوليت اجراي تصميمات "شوراي مركزي" و مسئوليت اجرايي و نمايندگي سازمان درمراجع ملي و بين المللي با رئيس سازمان است.
ماده 24- "شوراي انتظامي نظام مهندسي" از چهار نفر عضو سازمان كه دو نفر با معرفي وزيرمسكن و شهرسازي و دو نر ديگر با معرفي شوراي مركزي سازمان و يك حقوقدان با معرفيرياست قوه قضاييه تشكيل ميشود. نظرات "شوراي انتظامي نظام مهندسي" با اكثريت سه رأيموافق قطعي و لازم الاجرا است.
ماده 25- مهندسان متقاضي پروانه اشتغال به كار مهندسي رشته اصلي مهندسي ساختمان و رشتههاي مرتبط ضمن داشتن كارت عضويت نظام مهندسي استان مربوط و احراز شرايط ياد شده درآئين نامه موظفند پس از فراغت از تحصيل به مدت معيني، كه در آئيننامه براي هر رشتهو پاية تحصيلي تعيين ميشود، در زمينه هاي تخصصي مربوط به رشتة خود، كارآموزينمايند.
ماده 26- وزارتمسكن و شهرسازي مجاز است ضمن بررسي عملكرد سازمانهاي استان و گزارش هيأت عموميسازمان، در خصوص چگونگي ادامة كار آن سازمانهاي توصيه هاي لازم را بنمايد و درصورتي كه به دليل انحراف از اهداف سازمان، انحلال هر يك از آنها را لازم بداند،موضوع را در هيأتي مركب از وزير مسكن و شهرسازي، وزير دادگستري و رئيس سازمان مطرحنمايد. تصميم هيأت با دو رأي موافق لازمالاجراء خواهد بود.
تبصره ـانجاموظايف قانوني سازمان و سازمانهاي استان تا زماني كه تشكيل نشده است و همچنين درزمان تعطيل يا انحلال با وزارت مسكن و شهرسازي است كه حداكثر به مدت 6 ماه به عنوانقائم مقامي عمل مينمايد و ظرف اين مدت موظف به برگزاري انتخابات براي تشكيل مجددسازمانهاي ياد شده خواهد بود.
ماده 27- وزارتخانه، مؤسسات دولتي، نهادها، نيروهاي نظامي و انتظامي، شركتهاي دولتي وشهرداريها ميتوانند در ارجاع امور كارشناسي با رعايت آئين نامه خاصي كه به پيشنهادمشترك وزارت مسكن و شهرسازي و وزارت دادگستري به تصويب هيأت وزيران ميرسد به جايكارشناسان رسمي دادگستري از مهندسان داراي پروانه اشتغال كه بوسيلة سازمان استانمعرفي ميشوند استفاده نمايند.
 
 
 
 
 
 
فصل سوم: امور كاردانها و صنوف ساختماني
ماده 28-وزارت مسكن و شهرسازي موظف است ظرف 6 ماه از زمان ابلاغ اين قانونضوابط، مقررات و تشكيلات حرفهاي مناسب براي كاردانهاي فنيشاغل در رشتهها و حرفههاي موضوعاين قانون را در قالب آئيننامهاي تدوين و براي تصويب به هيأت وزيران پيشنهاد نمايد.
ماده 29- وزير مسكن و شهرسازي از تاريخ ابلاغ اين قانون به عضويت "هيأت عالينظارت" موضوع ماده (52) قانون نظام صنفي در خواهد آمد. وزارت مسكن و شهرسازي باهماهنگي دبيرخانه هيأت عالي نظارت حداكثر 6 ماه از تاريخ تصويب اين قانون آئيننامه نظام صنفي كارهاي ساختماني را برابر قانون نظام صنفي تهيهو جهت تصويب به هيأت وزيران پيشنهاد مينمايد.
 
 
 
 
 
 
 
فصل چهارم: مقررات فني و كنترل ساختمان
ماده 30- شهرداريها و مراجع صدور پروانهساختمان، پروانه شهركسازي و شهرسازي و ساير مجوزهاي شروع عمليات ساختمان و كنترل ونظارت بر اين گونه طرحها در مناطق و شهرهاي مشمول ماده (4) اين قانون براي صدورپروانه و ساير مجوزها تنها نقشه هايي را خواهند پذيرفت كه توسط اشخاص حقيقي و حقوقيدارنده پروانه اشتغال به كار و در حدود صلاحيت مربوط امضاء شده باشد و براي انجامفعاليتهاي كنترل و نظارت از خدمات اين اشخاص در حدود صلاحيت مربوط استفادهنمايند.
ماده 31- درمواردي كه نقشه هاي تسليمي به شهرداريها و ساير مراجع صدور پروانه ساختماني و تفكيكاراضي توسط اشخاص حقوقي امضاء و يا تعهد نظارت ميشود مسئوليت صحت طراحي و محاسبه ونظارت به عهده مدير عامل يا رئيس مؤسس تهيه كننده نقشه است و امضاي وي را رافعمسدوليت طراح، محاسب و ناظر نخواهد بود، مگر اينكه نقشه ها توسط اشخاص حقيقي ديگردر رشته مربوطه امضاء و يا تعهد نظارت شده باشد.
ماده 32-اخذپروانه كسب و پيشه در محلها و امور موضوع ماده (4) اين قانون موكول به داشتن مداركصلاحيت حرفه اي خواهد بود، در محلهاي ياد شده اقدام به امور زير تخلف از قانونمحسوب ميشود: الف ـ مداخله اشخاص حقيقي و حقوقي فاقد مدرك صلاحيت در امور فني كهاشتغال به آن مستلزم داشتن مدرك صلاحيت است. ب ـ اشتغال به امور فني خارج از حدودصلاحيت مندرج در مدرك صلاحيت. ج ـ تأسيس هر گونه مؤسسه، دفتر يا محل كسب و پيشهبراي انجام خدمات فني بدون داشتن مدرك صلاحيت مربوط. د ـ ارائه خدمات مهندسي طراحي،اجرا و نظارت توسط اشخاص حقيقي و حقوقي كه مسئوليت بررسي يا تأييد نقشه و يا امورمربوط به كنترل ساختمان آن پروژه را نيز به عهده دارند.
ماده 33-اصول وقواعد فني كه رعايت آنها در طراحي، محاسبه، اجرا، بهره برداري و نگهداري ساختمانهابه منظور اطمينان از ايمني، بهداشت، بهره دهي مناسب، آسايش و صرفه اقتصادي ضرورياست، به وسيله وزارت مسكن و شهرسازي تدوين خواهد شد. حوزه شمول اين اصول و قواعد وترتيب كنترل اجراي آنها و حدود اختيارات و وظايف سازمانها عهده دار كنترل و ترويجاين اصول و قواعد در هر مبجث به موجب آئين نامه اي خواهد بود كه به وسيله وزارتخانههاي مسكن و شهرسازي و كشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد. مجموعه اصول وقواعد فني و آئيننامه كنترل و اجراي آنها مقررات ملي ساختمان را تشكيل ميدهند. سازمانهاي استان ميتوانند متناسب با شرايط ويژه هر استان پيشنهاد تغييرات خاصي رادر مقررات ملي ساختمان قابل اجرا در آن استان بدهند. اين پيشنهادات پس از تأييدشوراي فني استان ذيربط با تصويب وزارت مسكن و شهرسازي قابل اجرا خواهد بود.
تبصره ـمقرراتملي ساختمان متناسب با تغيير شرايط، هر سه سال يكبار مورد بازنگري قرار ميگيرد وعندالزوم با رعايت ترتيبات مندرج در اين ماده قابل تجديد نظراست.
ماده 34- شهرداريها و ساير مراجع صدور پروانه و كنترل و نظارت بر اجراي ساختمان و امورشهرسازي، مجريان ساختمانها و تأسيسات دولتي و عمومي، صاحبان حرفه هاي مهندسيساختمان و شهرسازي و مالكان و كارفرمايان در شهرها، شهركها و شهرستانها و ساير نقاطواقع در حوزه شمول مقررات ملي ساختمان و ضوابط و مقررات شهرسازي مكلفند مقررات مليساختمان را رعايت نمايند. عدم رعايت مقررات ياد شده و ضوابط و مقررات شهرسازي تخلفاز اين قانون محسوب ميشود.
تبصره 1ـوزارتخانه هاي مسكن و شهرسازي، كشور و صنايع مكلفند با توجه به امكانات وموقعيت هر محل، آن دسته از مصالح و اجزاء ساختماني كه بايد به تأييد مؤسسهاستاندارد و تحقيقات صنعتي ايران برسد را طي فهرستهايي احصا و آگهي نمايند. ازتاريخ اعلام، كليه توليدكنندگان و واردكنندگان و توزيع كنندگان مصالح و اجزايساختماني موظف به توليد و توزيع و استفاده از مصالح استاندارد شده خواهندبود.
تبصره 2ـازتاريخ تصويب اين قانون وزير مسكن و شهرسازي به عضويت شوراي عالي استاندارد منصوبميگردد.
ماده35-مسئوليت نظارت عاليه بر اجراي ضوابط و مقررات شهرسازي و مقررات ملي ساختماندر طراحي و اجراي تمامي ساختمانها و طرحهاي شهرسازي و عمراني شهري كه اجراي ضوابط ومقررات مزبور در مورد آنها الزامي است. بر عهده وزارت مسكن و شهرسازي خواهد بود. بهمنظور اعمال اين نظارت مراجع و اشخاص ياد شده در ماده 34 موظفند در صورت درخواستحسب مورد اطلاعات و نقشه هاي فني لازم را در اختيار وزارت مسكن و شهرسازي قرار دهندو در صورتي كه وزارت ياد شده به تخلفي برخورد نمايد. با ذكر دلايل و مستندات دستوراصلاح يا جلوگيري از ادامه كار را به مهندس مسئول نظارت و مرجع صدور پروانهساختماني ذيربط ابلاغ نمايد و تا رفع تخلف، موضوع قابل پيگيري است. در اجراي اينوظيفه كليه مراجع ذيربط موظف به همكاري ميباشند.
تبصره ـاينماده شامل طرحهاي وزارتخانه و ساير دستگاه هاي دولتي كه داراي مقررات خاص ميباشند،نميشود.
 
 
 
 
 
 
فصل پنجم: آموزش و ترويج
ماده36- وزارت مسكن و شهرسازي با همكاري سازمانهاي استان و شهرداريها ترتيبي خواهدداد كه در شهرهايي كه براي انجام خدمات فني و مهندسي اشخاص واجد صلاحيت به تعدادكافي وجود ندارد، خدمات مشورتي و راهنمايي در زمينه طراحي و اجراي ساختمانها ازطريق تهيه طرحهاي همسان (تيپ) و انتشار جزوات آموزشي به زبان ساده و يا نوارهايآموزشي و ساير روشهاي مناسب با بهاي اندك در اختيار اشخاص قرار گيرد. هزينه هايخدمات موضوع اين ماده از محل كمكهاي دولت و عوايد حاصل از اجراي تبصره 3 ماده 14قانون كارآموزي مصوب 1349 به ترتيبي كه در آئيننامه معين ميشود، تأمين خواهد شد. آئيننامه ياد شده بوسيله وزاتخانه هاي مسكن و شهرسازي و كار و امور اجتماعي تهيه وبه تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
 
 
 
 
 
 
فصل ششم: متفرقه
ماده 37- هزينه هاي "سازمان" و اركانآن از محل حق عضويتهاي پرداختي اعضاء صندوق مشترك سازمانهاي استان، كمكهاي اعطاييدولت، نهادها، اشخاص حقيقي و حقوقي، دريافت بهاي ارائه خدمات پژوهشي، فني و آموزشي،فروش نشريات و ساير مواد كمك آموزشي و مهندسي و درصدي از حق الزحمه دريافتي اعضاءبابت ارائه خدمات مهندسي ارجاع شده از طرف سازمان تأمين خواهد شد.
ماده 38-وزارتمسكن و شهرسازي تسهيلات لازم براي تأسيس و شروع به كار سازمان و سازمانهاي استان رافراهم آورده و در تنظيم روابط آنان با دستگاه هاي اجرايي و مراجع قضايي در سطوح مليو محلي تا آنجا كه به اهداف اين قانون كمك كند، اقدام مينمايد.
ماده 39- ذيحسابان و مسئولين امور مالي موظفند در هنگام پرداخت به مشاوران و پيمانكارانطرحهاي عمراني كشور معادل دو در ده هزار از دريافتي آنها را كسر و شهرداريها معادليك در هزار از هزينه ساخت واحدهاي مسكوني با زيربناي بيش از الگوي مصرف مسكن وواحدهاي غيرانتفاعي را كه هر ساله بوسيله وزارتخانه هاي مسكن و شهرسازي و كشورتعيين ميشود از سازندگان وصول و به حساب درآمد عمومي كشور واريز نمايند. معادل 100% (صد در صد) وجوه واريزي بر اساس رديفي كه به همين منظور در بودجه سنواتي پيش بينيميگردد در اختيار وزارت مسكن و شهرسازي قرار خواهد گرفت تا صرف انجام مطالعات وتدوين مقررات ملي ساختمان، امور كنترل ساختمان، ترويج و توسعه و اعتلاي نظاممهندسي، كمك به سازمانهاي نظام مهندسي ساختمان براي انجام وظايف قانوني خود،برقراري دوره هاي آموزشي در سطوح مختلف، برگزاري مسابقات حرفه اي و تخصصي و ترويجروشهاي صرفه جويي در مصرف انرژي نمايد.
ماده 40- متخلفان از مواد 32 و 34 و تبصره آن توسط مراجع قضايي حسب مورد به پرداخت جزاينقدي از يكصد هزار (100000) ريال تا ده ميليون (10000000) ريال محكوم ميشوند. پرداخت جزاي نقدي مانع از پيگيري انتظامي نخواهد بود.
ماده 41- درمورد تهيه، اجرا و نظارت بر طرحهاي عمراني (منظور در بودجه عمومي كشور) قانونبرنامه و بودجه و ضوابط منبعث از آن جايگزين اين قانون خواهدبود.
ماده 42- وزارتمسكن و شهرسازي مكلف است حداكثر ظرف شش ماه نسبت به تهيه آئيننامه هاي اجرايي اينقانون اقدام نمايد. تا زماني كه آئيننامه هاي اجرايي اين قانون تصويب نشده است آئيننامه هاي قانوني آزمايشي مصوب 1371 تا آنجا كه با مفاد اين قانون مغايرت ندارد مورداجرا خواهد بود.
قانون فوق مشتمل برچهل و دو ماده و بيست و يك تبصره در جلسه علني روز سه شنبه مورخ بيست و دوم اسفندماه يكهزار و سيصد و هفتاد و چهـار مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 27/12/1374به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.
 رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ علي اكبر ناطقنوري
+ نوشته شده توسط داریوش در یکشنبه سیزدهم دی 1388 و ساعت 13:45 |
 از آنجا كه هر اجتماعي اعم از خانواده بعنوان يك اجتماع كوچك و يا جامعه بعنوان يك اجتماع بزرگتر نيازمند مدير يا مديراني براي اداره امور خود هستند در اداره امور قسمتهاي مشترك مجتمع هاي ساختماني ( آپارتمانها ) نيز اين ضرورت به وضوح احساس مي گردد كه در اين خصوص قانون تملك آپارتمانها و‌ آئين نامه اجرايي آن مصوب 1343 و اصلاحيه بعدي آن ، ضوابط و مقررات حاكم بر اين موضوع را مشخص نموده است .
      به موجب ماده 14 آئين نامه ياد شده ، مدير يا مديران مسئول حفظ و اداره ساختمان و اجراي تصميمات مجمع عمومي مي باشند و تعداد آنها بايد فرد باشد تا ، تصميمات هيات مديره و تشخيص راي اكثريت دچار بلا تكليفي نگردد .
درصورت استعفاء ، فوت ، عزل يا حجر يك يا چند نفر از مديران قبل از انقضاء مدت ماموريتشان ، مجمع عمومي فوق العاده بايد جانشين هر يك از آنها را انتخاب نموده و درصورتي كه سه نفر يا بيشتر از اعضاي هيئت مديره به جهات فوق از هيات مديره خارج شوند مجمع عمومي فوق العاده بايد به منظور تجديد انتخاب هيات مديره تشكيل گردد ، (‌ماده  16  آئين نامه و تبصره يك آن )
تصميمات مديران با اكثريت آراء معتبر است . ( ماده 17 آئين نامه )
      مجمع عمومي يك نفر از مديران را بعنوان خزانه دار تعيين مي نمايد خزانه دار دفتر ثبت درآمد و هزينه خواهد داشت كه به پيوست قبوض و اسناد مربوطه براي تصويب تراز نامه به مجمع عمومي تسليم و ارائه خواهد داد . ( ماده 18 آئين نامه  )‌
      مدير يا مديران امين شركاء محسوب شده و نمي توانند فرد ديگري را به جاي خود جهت اداره امور ساختمان انتخاب و يا اختيارات خود را به اشخاص غير، تفويض  نمايند .   ( ماده 19آئين نامه )
       به موجب ماده 8 قانون تملك آپارتمانها مجمع عمومي ساختمان مي تواند از اشخاص حقيقي يا حقوقي خارج از ساختمان بعنوان مدير جهت اداره امور ساختمان استفاده نمايد.
      علي ايحال با عنايت به مراتب فوق ، وظايف و اختيارات كامل مدير  يا هيات مديره بشرح ذيل مي باشد:
 
1-حفظ وا داره ساختمان و اجراي تصميمات مجمع عمومي مالكين :
حفظ واداره ساختمان عنوان كلي وظايف مدير يا هيات مديره است ، بعبارتي تمام اقدامات و مساعي مدير يا مديران صرفاً جهت حفظ ساختمان از هرگونه آسيب و خرابي و انجام امور جاري مربوط به آن است . مدير يا مديران براي اداره امور ساختمان تابع تصميمات مجمع عمومي مالكين مي باشند . و چنانچه تصميم مجمع عمومي در مورد يا مواردي خلاف قانون تملك آپارتمانها و آئين نامه اجرايي آن يا خلاف ساير قوانين موضوعه كشوري باشد مدير يا هيات مديره تكليفي به تبعيت از آن ندارد .
 
2- عدم تفويض مديريت به اشخاص غير :
ماده 19 آئين نامه ياد شده مصرح است بر اينكه (( مدير يا مديران امين شركاء بوده و نمي توانند فرد ديگري را به جاي خود انتخاب نمايند )) بنابراين هيچ مديري نمي تواند پس از انتخاب شدن از سوي مجمع عمومي عادي يا فوق العاده ماموريت محوله خود را به ديگري تفويض كند زيرا مجمع عمومي صرفاً با توجه به قابليت هاي موجود در او ، ايشان را بعنوان مدير ساختمان برگزيده و مدير يا هيات مديره نمي توانند به بهانه اينكه ، اوقات فراغت كافي براي مديريت ندارند شخص ديگري را براي حفظ و اداره ساختمان تعيين كنند و چنين عملي علي الاصول خلاف قانون مي باشد .
 
3- بيمه كردن تمام بنا در مقابل آتش سوزي :
      بيمه در جوامع پيشرفته نقش حياتي داشته و بيمه كردن ساختمان در مقابل آتش سوزي  از جمله امور احتياطي است كه مدير يا مديران جهت حفظ ونگاهداري ساختمان و تاسيسات و تجهيزات مربوطه ، معمول مي دارند سهم هر يك از مالكان به تناسب سطح زير بناي اختصاصي آنها وسيله مدير با مديران تعيين و از شركاء اخذ و به بيمه گر پرداخت خواهد شد ، درصورت عدم اقدام و بروز آتش سوزي ، مدير يا مديران مسئول جبران خسارات وارده ميباشند .
 
4- نحوه تعيين سهم هزينه هاي مشترك هر يك از مالكين يا استفاده كنندگان :
طبق ماده 4  قانون و ماده 23 آئين نامه ، درصورتيكه مالكين ترتيب ديگري براي پرداخت هزينه هاي مشترك پيش بيني نكرده باشند سهم هر يك از مالكين يا استفاده كنندگان از هزينه هاي مشترك ، آن قسمت كه ارتباط با مساحت زير بناي اختصاص دارد از قبيل آب ، گاز ، آسفالت پشت بام و غيره به نسبت مساحت قسمت اختصاصي به مجموع مساحت قسمتهاي اختصاصي تمام ساختمان ( به عبارتي به نسبت به متراژ ) و ساير مخارج كه ارتباطي به ميزان مساحت و زير بنا ندارد از قبيل هزينه هاي مربوط به سرايدار ، نگهبان ، متصدي آسانسور ، هزينه نگاهداري تاسيسات ، باغبان ، تزئينات قسمتهاي مشترك و غيره بطور مساوي بين مالكين يا استفاده كنندگان تقسيم مي گردد . بنابر اين با توجه به مراتب فوق محاسبه دقيق سهم هر يك از مالكان يا استفاده كنندگان ، با مدير يا مديران است .
      لازم به ذكر است كه براي جلوگيري از معوق ماندن امور مربوط به ساختمان ،‌ تنها مالكين ، در پرداخت سهم هزينه هاي مشترك ، متعهد نبوده ، بلكه هر شخصي اعم از مالك يا مستاجر يا استفاده كننده ، در قبال پرداخت هزينه هاي مشترك ساختمان مسئول مي باشند .
 
5- رسيدگي به اعتراض هر يك از شركاء :
به موجب ماده 24 آئين نامه اجرائي ، هر يك از شركاء كه در مورد سهم يا ميزان هزينه مربوط به سهم خود معترض باشد مي تواند به مدير يا مديران مراجعه و تقاضاي رسيدگي نسبت به موضوع را بنمايد بنابراين مدير موظف است كه به اعتراض مالك يا مالكان رسيدگي نمايد البته ممكن است كه اعتراض مالك منطقي نباشد ولي رسيدگي به اعتراض او بهر حال وظيفه مدير بوده و درصورت عدم رسيدگي مدير به اعتراض شركاء ، آنان مي توانند به مراجع صلاحيتدار قضايي مراجعه نمايند .
 
6- رويت و بررسي وكالتنامه نماينده شركاء :
به موجب ماده 9 آئين نامه ، كسي كه بعنوان نماينده يكي از شركاء تعيين شده باشد بايد قبل از تشكيل جلسه مجمع عمومي مالكين ، وكالتنامه معتبر خود را به مدير يا مديران ارائه نمايد . بنابر اين رويت و احراز صحت اعتبار وكالتنامه ، قبل از تشكيل و رسميت جلسه مجمع عمومي ، از وظايف مدير يا مديران است .
 
7- نگهداري صورت جلسات مجامع عمومي ساختمان :
به موجب ماده 12 آئين نامه ، كليه تصميمات مجمع عمومي شركاء بايد در صورتجلسه نوشته شده و بوسيله مدير يا مديران نگهداري گردد .
        بنابراين تمامي صورتجلسات مجامع عمومي بايد حفظ و در مواقع لزوم به مبادي ذيربط ارائه واستناد شود ، زيرا اين صورتجلسات به امضاي كليه  حاضرين رسيده و مفاد آنها از مهمترين مدارك قابل استناد در برابر مالكين ، مديران ، ‌اشخاص ثالث ، مراجع ثبتي ، مراجع قضائي و اداري است .
      بديهي است كليه صورتجلسات و مدارك ساختمان با تغيير مدير يا مديران ، به مدير يا مديران بعدي ساختمان ، مي بايست تحويل گردد .
 
8- اطلاع رساني تصميمات متخذه مجامع عمومي به شركاء غايب و وزارت مسكن و شهرسازي :
پس از ارسال دعوتنامه به مالكين جهت حضور در جلسه مجمع عمومي ، ممكن است همه آنان نتوانند و يا نخواهند در جلسه مجمع ( اعم از عادي و فوق العاده ) حاضر شوند در اين صورت چنانچه جلسه با حضور اكثريت لازم رسميت پيدا كند ، تصميمات آنها براي همه از جمله مالكان غائب نيز با توجه به ماده 13 آئين نامه الزام آور خواهد بود و وفق تبصره ماده 12 نيز ، تصميمات متخذه بايد ظرف ده روز به وسيله مدير يا مديران به شركاء غايب و وزارت مسكن و شهرسازي اطلاع داده شود .
 
9- ارسال اظهار نامه به مالكين با استفاده كنندگان بدهكار :
به موجب ماده 10 مكرر قانون ، درصورت امتناع مالك يا استفاده كننده از پرداخت سهم خود از  هزينه هاي مشترك ، از طرف مدير يا هيات مديره ، وسيله اظهار نامه ، باذكر مبلغ بدهي و صورت ريز آن مطالبه  مي شود، بنابراين قانوناً اظهارنامه وسيله اي است رسمي براي مطالبه حق و مدير ساختمان نمي تواندبراي مطالبه سهم هزينه هاي مشترك مالك يا استفاده كنندگاني از پرداخت سهم خود امتناع مي كنند شفاهاً يا به وسيله نامه معمولي و يا نصب آگهي روي تابلو اعلانات ، اقدام نمايد زيرا چنين روشي براي اثبات مطالبه بدهي مالك در مراجع قضائي و ثبتي عملاًٌ ممكن نمي باشد و مدير يا مديران ملكف هستند بدهي مالك يا استفاده كننده را به وسيله اظهار نامه رسماً مطالبه نمايد . اظهار نامه بر روي فرمهاي مخصوصي كه از دادگاه تهيه مي شود وسيله مدير ساختمان در سه نسخه تنظيم و ذيل آن امضاء مي شود سپس در دفتر دادگاه به ثبت رسيده و توسط مامور ابلاغ به بدهكار ابلاغ مي شود .
 
10- خودداري از دادن خدمات مشترك به مالكين يا استفاده كنندگان بدهكار  :
اين وظيفه و اختيار پس از ارسال اظهار نامه به مالكين يا استفاده كنندگان بدهكار براي مدير يامديران ايجاد مي شود زير ابموجب ماده 10 مكرر قانون هرگاه مالك يا استفاده كننده ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اظهار نامه سهم بدهي خود را نپردازد ،‌مدير يا مديران    مي توانند به تشخيص خود با توجه به امكانات از دادن خدمات مشترك از قبيل شوفاژ ، تهويه مطبوع آب گرم ( نه آب سرد ) برق ، گاز و غيره به  او خودداري كنند تابدين وسيله بدهكار مجبور  به پرداخت بدهي خود شود .
بديهي است مدير يا مديران نمي توانند و نبايد پيش از ابلاغ اظهار نامه ، مالك يا استفاده كننده بدهكار را ، از خدمات مشترك محروم كنند .
 
11- تقاضاي صدور اجرائيه براي وصول مطالبات ساختمان :
چنانچه مدير يا هيات مديره حسب وظايف و اختيارات قانوني خود جهت وصول مطالبات ساختمان از مالكين يا استفاده كنندگان بدهكار اظهار نامه ارسال كنند ، لكن مالك يا استفاده كننده بدهكار ، همچنان اقدام به تصفيه حساب ننمايد ، اداره ثبت محل وقوع آپارتمان به تقاضاي مدير يا هيات مديره براي وصول وجه مزبور اظهار نامه ابلاغ شده ، اجرائيه صادر خواهد كرد .عمليات اجرائي وفق مقررات اجراي اسناد رسمي صورت خواهد گرفت .
پس از ابلاغ اجرائيه توسط دفتر اسناد رسمي ، معادل بدهي بدهكار، اموال او بازداشت شده و قيمت اموال بازداشت شده توسط كارشناس ، ارزيابي و سپس به حراج و مزايده گذاشته مي شود . بدين صورت طلب ساختمان وصول مي گردد .
 
12- طرح دعوي در مراجع قضائي جهت وصول مطالبات ساختمان :
مدير يا هيأت مديره مي تواند ببراي دريثافت مطالبات سساختمان علاوه بر ابلاغ اظهار نامه و صدور اجرائيه از طرف اداره ثبت محل وقوع آپارتمان مي توانند از طريق طرح و اقامه دعوي در دادگاه نسبت به وصول مطالبات ساختمان از واحد يا واحدهاي بدهكار اقدام نمايد .
 
13- دادن گواهي مربوط به تسويه حساب هزينه هاي مشترك ساختمان :
برابر ماده 12 قانون تملك آپارتمانها ، دفاتر اسناد رسمي موظف مي باشند در هنگام تنظيم هر نوع سند انتقال ، اجاره ، رهن ، صلح ، هبه و غيره گواهي مربوط به تسويه حساب هزينه هاي مشترك را كه به تائيد مدير يا مديران ساختمان رسيده باشد از مالك يا قائم مقام او مطالبه نمايد با توجه به ماده فوق ، تائيد تسويه حساب هزينه هاي مشترك و دادن گواهي مربوطه به مالكي كه قصد انتقال آپارتمان خود به غير ، را دارد ، از وظايف مدير يا مديران است كه مالك انتقال دهنده ناچار است براي تنظيم سند انتقال  خود ، به دفتر خانه مربوطه ارائه نمايد .
 
14- درخواست از وزارت مسكن و شهرسازي مبني بر انتخاب كارشناسلن موضوع ماده 13 قانون:
آنچه كه در ماده 13 قانون تملك آپارتمانها مقرر گرديده در رابطه با پايان عمر مفيد و فرسودگي كلي ساختمان و النهايه لزوم تجديد بناي آن است . در اين ماده پيش بيني گرديده كه تشخيص پايان عمر مفيد و فرسودگي كلي و بيم خطر يا ضرر مالي و جاني ناشي از پايان عمر مفيد و فرسودگي ساختمان به عهده سه نفر  از كارشناسان رسمي دادگستري است كه انتخاب كارشناسان مزبور به عهده مالكان بوده و درصورتي كه مالكان ساختمان در اين خصوص توافقي نداشته باشند وزارت مسكن و شهرسازي با درخواست مدير يا هيات مديره اقدام به انتخاب كارشناسان ياد شده خواهد كرد  .
 
15- اقدام به بازسازي تمام مجموعه ساختمان پس از تصويب مجمع عمومي :
چنانچه مجمع عمومي مالكان با اكثريت آراء تصويب نمايد كه مجموعه ساختمان بازسازي شود ، اجراي اين مصوبه براساس تبصره 1 ماده 13 قانون به عهده مدير يا مديران است كه به نمايندگي از طرف مالكين اقدامات موضوع ماده ياد شده  را انجام مي دهند .
 
16- درخواست تخليه واحدهاي خود داري كننده از  همكاري در امر بازسازي ساختمان:
تبصره 2 ماده 13 قانون مصرح است بر اينكه (( چنانچه مالك خود داري كننده از همكاري اقدام به تخليه واحد متعلق به خود به منظور تجديد بنا نكند ، حسب درخواست مدير يا مديران مجموعه ، رئيس دادگستري يا رئيس مجتمع قضائي محل با احراز تامين مسكن مناسب براي وي توسط ساير مالكان ، دستور تخليه آپارتمان ياد شده را صادر خواهد كرد ، لذا يكي ديگر از وظايف مدير يا مديران درخواست تخليه واحدي است كه مالك آن از همكاري جهت تجديد بناي ساختمان يا عدم تخليه واحد خود ، امتناع و از همكاري خودداري مي ورزند .
 
+ نوشته شده توسط داریوش در یکشنبه سیزدهم دی 1388 و ساعت 13:43 |
  يكي از درگيريهاي زندگي امروز در شهرها، به ويژه كلان شهري همچون تهران، زندگي آپارتمان نشيني است اين شيوه زندگي علاوه بر آنكه موجب تداخل خرده فرهنگ ها، به ويژه خرده فرهنگهاي معارض شده، نا بهنجاري هاي ديگري را هم رقم زده كه هريك در نوع خود پيچيده مي باشد. از جمله مشكلات آپارتمان نشيني  گريبانگير آن هستيم بحث اداره امور آن مي باشد كه در اينجا به اختصار به آن مي پردازيم .
      از آنجا كه هر اجتماعي اعم از خانواده يك اجتماع كوچك ويا جامعه به عنوان يك اجتماع بزرگتر نيازمند مدير يا مديراني براي اداره امول خود هستند، در مجتمع هاي ساختماني (آپارتماني) نيز اين ضرورت به وضوح احساس مي گردد. كه در اين خصوص قانون تملك آپارتمانها و آيين نامه اجرائي آن مصوب 1343 و اصلاحيه هاي بعدي آن، ضوابط و مقررات حاكم بر اين موضوع را مشخص نموده است و قانونگذار مستند به قانون فوق الاشعار، كليه مجتمع هاي مسكوني، اداري، تجاري و شهركهائي كه فاقد شهرداري هستند را ملزم به رعايت ضوابط و مقررات حاكم بر آن نموده است.
      علي ايحال به منظور تعيين مدير يا هيات مديره ابتدا مي بايست مجمع عمومي مالكين به شرح ذيل تشكيل گردد:
مجمع عمومي مالكين -  در صورتي كه تعداد مالكين از سه نفر تجاوز نمايد مجمع مزبور تشكيل مي گردد و به عبارتي مجمع عمومي از گردهمائي مالكين تشكيل مي گردد.
      با ملاحظه مواد قانوني اين طور استنباط مي گردد كه در صورتي كه مالكين خود در مورد نحوه تشكيل اولين مجمع عمومي به توافق نرسند واز تشكيل مجمع خودداري نمايند حسب مالكين درخواست مالكين، وزارت مسكن وشهرسازي عهده دار اين مسئوليت مي گر دد.
      چنانچه جلسه مذكور،اولين جلسه مجمع نباشد هيات مديره وظيفه دعوت از مالكين را به عهده خواهد داشت لازم به ذكر است كه برگزاركنندگان مجمع موظف مي باشند دعوتنامه هايي را به نشاني كليه مالكين ارسال نموده و از آنان، جهت شركت در جلسه دعوت به عمل آورند و چنانچه مالكين در محلي، به جز نشاني خود در مجتمع، ساكن باشند موظفند رسما" آدرس خود را به هيات مديره اعلام نمايند درغير اين صورت هيات مديره وظيفه اي جهت تفتيش درخصوص نشاني مالكين ندارند و اگر كسي به عنوان نماينده يكي از مالكين تعيين شده باشد بايد قبل از تشكيل مجمع عمومي وكالتنامه رسمي (كه در دفترخانه تنظيم شده باشد) ويا غير رسمي (نوشته كتبي) خود را به مدير يا هيات مديران ارائه نمايد و واحدهايي كه داراي چند مالك مي باشند مي بايست از بين خود يك نفر را جهت شركت در مجمع عمومي انتخاب و معرفي نمايند. درصورتيكه يكي از مالكين نيز داراي شخصيت حقوقي باشد نماينده آن طبق قوانين مربوط به شخصيت هاي حقوقي، معرفي خواهدشد.
      تشكيل جلسه به وسيله آگهي در تابلو اعلانات نصب و همچنين مي بايست به نشاني هريك از مالكين ارسال گردد.
      در اولين جلسه مجمع عمومي ابتدا رئيس مجمع كه اداره جلسه نيز با او مي باشد و سپس درهمان جلسه در صورت به رسميت رسيدن مجمع، مدير يا مديراني از بين مالكين ويا اشخاص خارج از ساختمان انتخاب مي شود لازم به ذكر است كه براي رسميت مجمع، حضور مالكين بيش از نصف مساحت تمام قسمتهاي اختصاصي ويا نماينده آنان ضروري است.
       باتوجه به مراتب فوق اگر مالكين بيش از نصف مساحت تمام قسمتهاي اختصاصي ساختمان ويا نماينده آنان در جلسه حضور پيدانكنند جلسه موكول به پانزده روز بعد مي گردد و چنانچه در اين جلسه نيز اكثريت لازم حاصل نگردد جلسه براي پانزده روز بعد تجديد و تصميات جلسه اخير با تصويب اكثريت عده حاضر معتبر خواهد بود مجمع عمومي مالكين بايد حداقل هر سال يك بار تشكيل گردد.
وظايف و اختيارات مجمع عمومي به شرح ذيل مي باشد:
      1-      تعيين رئيس مجمع عمومي
      2-       انتخاب مدير يا مديران و رسيدگي به اعمال آنها.
3 – اتخاذ تصميم نسبت به اداره ساختمان.
4- تصويب گزارش مربوط به درآمد و هزينه هاي سالانه.
5- اتخاذ تصميم در ايجاد اندوخته براي امور مربوط به حفظ و نگهداري و تعمير بنا.
6- تفويض اختيار به مدير يا مديران به منظور انعقاد قراردادهاي لازم براي اداره ساختمان.
       كليه تصميمات متخذه مجمع عمومي مالكين بايد ظرف ده روز به وسيله مدير يا مديران به شركا يا مالكين غايب و وزارت مسكن وشهرسازي اطلاع داده شود.
      مجمع عمومي عادي مي تواند به طور فوق العاده هم به شرح ذيل تشكيل گردد در صورتي كه هيات مديره نتواند درخصوص يك موضوع خاص و مهم اتخاذ تصميم نمايد(مثلا به فرض درخصوص بازسازي و تعميرات اساسي ساختمان و...) مجمع عمومي عادي به طور فوق العاده تشكيل مي گردد كه اين موضوع بنا به درخواست مالكين و يا هيات مديره مي باشد. صلاحيت مجمع عمومي عادي به طور فوق العاده همان صلاحيت مجمع عمومي عادي مي باشد. در صورت عدم اجابت درخواست مالكين از سوي هيات مديره و در صورت پيش بيني سمت بازرس و وظايف آن در اساسنامه مالكين مي توانند درخواست  خود را به بازرسان ارائه نمايند و بازرسان موظفند با رعايت تشريفات مقرر، اقدام لازم را معمول نمايند.
       مجمع عمومي فوق العاده، در صورت استعفا، فوت، عزل يا حجر مدير يا مديران قبل از انقضا مدت ماموريت به منظور تجديد انتخاب هيات مديره جديد تشكيل مي گردد.
      در صورت خودداري شركا از تشكيل مجمع فوق العاده، وزارت مسكن وشهرسازي حسب تقاضاي سه نفر از شركا براي تشكيل مجمع مذكور اقدام خواهد نمود مگر آنكه تعداد آپارتمان ها از ده واحد كمتر باشد كه در اين صورت تقاضاي يك نفر از شركا كافي خواهدبود.
تصميمات مجامع براي كليه مالكين الزام آور است
      مدير يا مديراني كه طي جلسات مجمع عمومي مالكين انتخاب مي شوند مسئول حفظ و اداره ساختمان و اجراي تصميمات مجمع عمومي مي باشند تعداد آنها مي بايست فرد بوده و مدت  ماموريت آنها نيز طبق قانون دوسال است. اما مجمع مي تواند اين مدت را اضافه و انتخاب مجدد مدير يا مديران نيز بلامانع است.
      مجمع عمومي مي تواند يك نفر از مديران را به عنوان خزانه دار تعيين و خزانه دار دفتر ثبت درآمد و هزينه خواهد داشت كه به پيوست قبوض و اسناد مربوطه براي تصويب ترازنامه به مجمع عمومي تسليم و ارائه خواهد نمود مديراني كه انتخاب شده اند امين شركا (مالكين) بوده و نمي توانند فرد ديگري را به جاي خود انتخاب نمايند.
      مدير يا مديران مكلفند تمام بنا را به عنوان يك واحد در مقابل آتش سوزي بيمه نمايند.
      در كليه ساختمانها كه بيش از ده واحد آپارتمان داشته باشند مديران مكلفند براي حفظ و نگاهداري و همچنين نظافت قسمتهايمشترك و ساير امور مورد نياز دربان يا سرايدار استخدام نمايند.
      مدير يا مديران همچنين مكلفند ميزان هزينه هاي مستمر و مخارج متعلق به هر شريك و نحوه پرداخت آنرا قبل يا بعد از پرداخت هزينه به وسيله نامهسفارشي به نشاني مالكين اعلام نمايند. و در صورت استنكاف، طبق مقررات قانوني براي وصول آن اقدام نمايند.
+ نوشته شده توسط داریوش در یکشنبه سیزدهم دی 1388 و ساعت 13:42 |
قانون تملك آپارتمانها
 
روزنامه رسمي شماره 6761 - 18/2/1347  شماره و تاريخ ابلاغ : 4/534 – 9/2/1347
 
      ماده 1 – مالكيت در آپارتمانهاي  مختلف و محلهاي پيشه و سكناي يك ساختمان شامل دو قمست است:
مالكيت قسمتهاي اختصاصي و مالكيت قسمتهاي مشترك .
 
     ماده 2 – قسمتهاي مشترك مذكور در اين قانون عبارت از قسمتهايي از ساختمان است كه حق استفاده از آن منحصر به يك يا چند آپارتمان يا محل پيشه مخصوص نبوده و به كليه مالكين به نسبت قسمت اختصاصي آنها تعلق مي گيرد بطوركلي قسمتهايي كه براي استفاده اختصاصي تشخيص داده شده است يا در اسناد مالكيت ملك اختصاصي يك يا چند نفر از مالكين تلقي نشده از قسمتهاي مشترك محسوب مي شود مگر آنكه تعلق آن به قسمت معيني بر طبق عرف و عادت محل مورد ترديد نباشد.
 
      ماده 3 – حقوق هر مالك در قسمت اختصاصي و حصه او در قسمتهاي مشترك غيرقابل تفكيك بوده و در صورت انتقال قسمت اختصاصي به هر صورتيكه باشد انتقال قسمت مشترك قهري خواهد بود.
 
      ماده 4 – حقوق و تعهدات و همچنين سهم هريك از مالكان قسمتهاي اختصاصي از مخارج قسمتهاي مشترك متناسب است با نسبت مساحت قسمت اختصاصي به مجموع مساحت قسمتهاي اختصاصي تمام ساختمان به جز هزينه هايي كه به دليل عدم ارتباط با مساحت زيربنا به نحو مساوي تقسيم خواهد شد و يا اينكه مالكان ترتيب ديگري را براي تقسيم حقوق و تعهدات و مخارج پيش بيني كرده باشند. پرداخت هزينه هاي مشترك اعم از اينكه ملك مورد استفاده قرار گيرد يا نگيرد الزامي است. (*1)
 
      تبصره 1- مديران مجموعه با رعايت مفاد اين قانون،ميزان سهم هريك از مالكان يا استفاده كنندگان را تعيين مي كند.
 
      تبصره 2- در صورت موافقت مالكاني كه داراي اكثريت مساحت زيربناي اختصاصي ساختمان مي باشند هزينه هاي مشترك براساس نرخ معيني كه به تصويب مجمع عمومي ساختمان مي رسد، حسب زيربناي اختصاصي هر واحد، محاسبه مي شود.
 
       تبصره 3- چنانچه چگونگي استقرار حياط ساختمان يا بالكن يا تراس مجموعه به گونه اي باشد كه تنها از يك يا چند واحد مسكوني، امكان دسترسي به آن باشد، هزينه حفظ و نگهداري آن قسمت به عهده استفاده كننده يا استفاده كنندگان است.
 
      ماده 5- انواع شركتهاي موضوع ماده 20 قانون تجارت كه به قصد ساختمان خانه و آپارتمان و محل كسب به منظور سكونت يا پيشه يا اجاره يا فروش تشكيل مي شود از انجام ساير معاملات بازرگاني غير مربوط به كارهاي ساختماني ممنوعند.
 
      ماده 6- چنانچه قراردادي بين مالكين يك ساختمان وجود نداشته باشد كليه تصميمات مربوط به اداره و امور مربوط به قسمتهاي مشترك با اكثريت آرا مالكيني است كه بيش از نصف مساحت تمام قسمتهاي اختصاصي را مالك باشند.
 
      تبصره- نشاني مالكين براي ارسال كليه دعوت نامه ها و اعلام تصميات مذكور در اين قانون همان محل اختصاصي آنها در ساختمان است مگر اينكه مالك نشاني ديگري را در همان شهر براي اين امر تعيين كرده باشد.
 
      ماده 7 – هرگاه يك آپارتمان يا يك محل كسب داراي مالكين متعدد باشد مالكين يا قائم مقام قانوني آنها مكلفند يك نفر نماينده از طرف خود براي اجراي مقررات اين قانون و پرداخت حصه مخارج مشترك تعيين و معرفي نمايند در صورتيكه اشخاص مزبور به تكليف فوق عمل نكنند راي اكثريت بقيه مالكين نسبت به تمام معتبر خواهد بود مگر اينكه عده حاضر كمتر از ثلث مالكين باشد كه در اين صورت براي يك دفعه تجديد دعوت خواهدشد.
 
-----------پاورقي ----------------------------------------------------------------------------
(*1) ماده 4 به موجب قانون اصلاح قانون تملك آپارتمانها مصوب 11/3/1376 مجلس شوراي اسلامي منتشره در روزنامه رسمي شماره 15239-8/4/1376 به شرح قوق اصلاح و 3 تبصره به آن الحاق گرديد.
 
      ماده 8 – هر ساختمان مشمول مقررات اين قانون در صورتيكه عده مالكين بيش از سه نفر باشد مجمع عمومي مكلفند مدير يا مديراني از بين خود يا خارج انتخاب نمايند طرز انتخاب مدير از طرف مالكين و وظائف و تعهدات مدير و امور مربوط به مدت مديريت و ساير موضوعات مربوطه در آيين نامه اين قانون تعيين خواهد شد.
 
       ماده 9 -  هريك از مالكين مي توانند با رعايت مقررات اين قانون و ساير مقررات ساختماني عملياتي را كه براي استفاده بهتري از قسمت اختصاصي خود مفيد مي داند انجام دهد. هيچيك از مالكين حق ندارند بدون موافقت اكثريت مساحتي ساير مالكين تغييراتي در محل يا شكل در، يا سردر، يا نماي خارجي در قسمت اختصاصي خود كه در مرئي و منظر باشد بدهند.
 
      ماده 10 – هركس آپارتماني را خريداري مي نمايد به نسبت مساحت قسمت اختصاصي خريداري خود در زميني كه ساختمان روي آن بنا شده يا اختصاص به ساختمان دارد مشاعا" سهيم مي گردد. مگر آنگه مالكيت زمين مزبور به علت وقف يا خالصه بودن يا علل ديگر متعلق به غير باشد كه در اين صورت بايد اجور آنرا به همان نسبت بپردازد. مخارج مربوط به محافظت ملك و جلوگيري از انهدام و اداره و استفاده از اموال و قسمتهاي مشترك و به طور كلي مخارجي كه جنبه مشترك دارد و يا به علت طبع ساختمان يا تاسيسات آن اقتضا دارد يك جا انجام شود نيز بايد به تناسب حصه هر مالك به ترتيبي كه در آيين نامه ذكر خواهد شد پرداخت شود هرچند آن مالك از استفاده از آنچه كه مخارج براي آن است صرف نظر نمايد.
 
      ماده 10 مكرر: در صورت امتناع مالك يا استفاده كننده از پرداخت سهم خود از هزينه هاي مشترك از طرف مدير يا هيات مديران وسيله اظهارنامه با ذكر مبلغ بدهي و صورت ريز آن مطالبه مي شود.
      هرگاه مالك يا استفاده كننده ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامه سهم بدهي خود را نپردازد نيز مدير يا هيات  مديران مي توانند به تشخيص خود وباتوجه به امكانات از دادن خدمات مشترك از قبيل شوفاژ، تهويه مطبوع ، آب گرم، برق، گاز و غيره به او خودداري كنند ودر صورتيكه مالك ويا استفاده كننده همچنان اقدام به تصفيه حساب ننمايد اداره ثبت محل وقوع آپارتمان به تقاضاي مدير يا هيات مديران براي وصول وجه مزبور طبق اظهارنامه ابلاغ شده اجرائيه صادر خواهد كرد. عمليات اجرايي وفق مقررات اجراي اسناد رسمي صورت خواهد گرفت و در هرحال مدير يا هيات مديران موظف مي باشند كه به محض وصول وجوه مورد مطالبه با ارائه دستور موقت دادگاه نسبت به برقراري مجدد خدمات مشترك فورا اقدام نمايند.
 
      تبصره 1- در صورتي كه عدم ارائه خدمات مشترك ممكن يا موثر نباشد، مدير يا مديران مجموعه مي توانند به مراجع قضائي شكايت كنند، دادگاهها موظفند اين گونه شكايات را خارج از نوبت رسيدگي و واحد بدهكار را از دريافت خدمات دولتي كه به مجموعه ارائه مي شود محروم كنند و تا دو برابر مبلغ بدهي به نفع مجموعه جريمه نمايند. استفاده مجدد از خدمات موكول به پرداخت هزينه هاي معوق واحد مربوط بنا به گواهي مدير يا مديران ويا به حكم دادگاه و نيز هزينه مربوط به استفاده مجدد خواهدبود. (*2)
 
      تبصره 2- رونوشت مدارك مثبت سمت مدير يا هيات مديران و صورت ريز سهم مالك يا استفاده كننده از هزينه هاي مشترك و رونوشت اظهارنامه ابلاغ شده به مالك يا استفاده كننده بايد ضميمه تقاضانامه صدور اجرائيه گردد.
 
      تبصره 3- نظر مدير يا هيات مديران ظرف ده روز پس از ابلاغ اظهارنامه به مالك در دادگاه نخستين محل وقوع آپارتمان قابل اعتراض است. دادگاه خارج از نوبت و بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني به موضوع رسيدگي و راي مي دهد اين راي قطعي است. در مواردي كه طبق ماده فوق تصميم به قطع خدمات مشترك اتخاذ شده و رسيدگي سريع به اعتراض ممكن نباشد دادگاه به محض وصول اعتراض اگر دلائل را قوي تشخيص دهد دستور متوقف گذاردن تصميم قطع خدمات مشترك را تا صدور راي خواهد داد.
 
      تبصره 4- مقررات قانون تملك آپارتمان درخصوص نحوه اداره و وصول هزينه هاي مشترك مربوط به حفظ و نگهداري اعيانات و تاسيسات اختصاصي و اشتراكي در مورد شهركها و مجتمع هاي مسكوني كه فاقد شهرداري مي باشند قابل اجرا و اعمال مي باشد.
نحوه تشخيص هزينه ها و ترتيب پرداخت آن را اساسنامه سازمان مالكان تعيين خواهدكرد.
 
      تبصره 5- در صورتيكه مالك يا استفاده كننده مجددا و مكررا در دادگاه محكوم به پرداخت هزينه هاي مشترك گردد علاوه بر ساير پرداختي ها مكلف به پرداخت مبلغي معادل مبلغ محكوم بها به عنوان جريمه مي باشد.
 
-----------پاورقي ----------------------------------------------------------------------------
(*2)ماده 10 مكرر و تبصره هاي 1 و 2 قبلي و 2 و 3 فعلي در بهمن 1351 وضع گرديد و در 16/4/58 طي مصوبه شماره 8778 شوراي انقلاب يك تبصره به عنوان تبصره 3 به آن الحاق شد (تبصره 4 فعلي) و سپس به موجب لايحه قانوني مصوب 17/3/59 شوراي انقلاب ماده 10 مكرر و تبصره هاي آن اصلاح و مجددا يك تبصره به آن الحاق گرديد كه اشتباها بجاي تبصره 4 باز به آن عنوان تبصره 3 داده شد. (تبصره 5 فعلي) تا اينكه به موجب ماده 2 قانون اصلاح قانون تملك آپارتمانها مصوب 11/3/76 مجلس شوراي اسلامي تبصره 1 به شرح فوق به ماده 10 مكرر الحاق و تبصره هاي قبلي به ترتيب به تبصره هاي 2، 3، 4 و 5 تغيير شماره يافتند.
 
      ماده 11- دولت مكلف است ظرف سه ماه پس از تصويب اين قانون آيين نامه هاي اجرائي آن را تهيه و بعد از تصويب هيات وزيران به مورد اجرا بگذارد.
دولت مامور اجراي اين قانون است.
 
      ماده 12- دفاتر اسناد رسمي موظف مي باشند در هنگام تنظيم هر نوع سند انتقال، اجاره، رهن، صلح، هبه و غيره گواهي مربوط به تسويه حساب هزينه هاي مشترك را كه به تاييد مدير يا مديران ساختمان رسيده باشد از مالك يا قائم مقام او مطالبه نمايند و يا با موافقت مدير يا مديران تعهد منتقل اليه را به پرداخت بدهي هاي معوق مالك نسبت به هزينه هاي موضوع اين قانون در سند تنظيمي قيد نمايند. (*3)
 
      ماده 13 – در صورتي كه به تشخيص سه نفر از كارشناسان رسمي دادگستري عمر مفيد ساختمان به پايان رسيده ويا به هر دليل ديگري ساختمان دچار فرسودگي كلي شده باشد و بيم خطر يا ضرر مالي و جاني برود و اقليت مالكان قسمتهاي اختصاصي در تجديد بناي آن موافق نباشند، آن دسته از مالكان كه قصد بازسازي مجموعه را دارند، مي توانند براساس حكم دادگاه، با تامين مسكن استيجاري مناسب براي مالك يا مالكان كه از همكاري خودداري مي ورزند نسبت به تجديد بناي مجموعه اقدام نمايند و پس از اتمام عمليات بازسازي و تعيين سهم هريك از مالكان از بنا و هزينه هاي انجام شده، سهم مالك يا مالكان ياد شده را به اضافه اجوري كه براي مسكن اجاري ايشان پرداخت شده است از اموال آنها از جمله همان واحد استيفا كنند. در صورت عدم توافق در انتخاب كارشناسان، وزارت مسكن وشهرسازي با درخواست مدير يا هيات مديره اقدام به انتخاب كارشناسان ياد شده خواهدكرد.
 
      تبصره 1- مدير يا مديران مجموعه به نمايندگي از طرف مالكان مي توانند اقدامات موضوع اين ماده را انجام دهند.
 
      تبصره 2- چنانچه مالك خودداري كننده از همكاري اقدام به تخليه واحد متعلق به خود به منظور تجديد بنا نكند، حسب درخواست مدير يا مديران مجموعه، رئيس دادگستري يا رئيس مجتمع قضايي محل با احراز تامين مسكن مناسب براي وي توسط ساير مالكان، دستور تخليه آپارتمان ياد شده را صادر خواهد كرد.
 
      ماده 14-  مدير يا مديران مكلفند تمام بنا را به عنوان يك واحد در مقابل آتش سوزي بيمه نمايند. سهم هريك از مالكان به تناسب سطح زيربناي اختصاصي آنها وسيله مدير يا مديران  تعيين و از شركا اخذ و به بيمه گر پرداخت خواهدشد. در صورت عدم اقدام و بروز آتش سوزي مدير يا مديران مسئول جبران خسارات وارده مي باشند.
 
     ماده 15 – ثبت اساسنامه موضوع اين قانون الزامي نيست
+ نوشته شده توسط داریوش در یکشنبه سیزدهم دی 1388 و ساعت 13:36 |

جمهوري اسلامي ايران

وزارت تعاون

اساسنامه
شركت تعاوني ...................................................

  وزارت تعاون

 مقدمه :

حسن تعاون مدنيت و داد

مايه الفت بود و اتحاد

 

قرآن كريم همه مؤمنان را به همكاري و همدلي در امور خير و رعايت تقوي فراخوانده است. با الهام از اين اصل مقدس, قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران سعي بر تحقق فراخوان الهي دارد. براين پايه, اصول 43 و 44 قانون اساسي, رسالت سنگين تحقق عدالت اقتصادي و پيشگيري از تمركز و تداول ثروت در دست افراد و گروههاي خاص را تأمين مي‌كند و زمينه را براي جلوگيري از تيبديل دولت به يك كارفرماي بزرگ مطلق آماده مي‌سازد. حال بر يك يك اعضاي شركتهاي تعاوني است تا با همراهي و همدلي و حس تعاون و معاضدت به گسترش اين فكر و عمل به اين انديشه همت گمارند.

متن حاضر اساسنامه شركت تعاوني ................................................................ مي‌باشد كه براساس قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي ايران مصوب سيزدهم شهريور سال 1370 كه ملهم از اصول 43و44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي باشد تهيه و تنظيم گرديده و بعنوان يك ميثاق و سند همكاري مورد توافق و تفاهم اعضاء قرار گرفته و به تصويب آنها رسيده است.

اعضاي تعاوني ....................................... در آغاز اين همكاري خجسته و مشاركت مبارك كه ‹‹آزادانه و با اختيار كامل›› و با قبول سهم در ‹‹مشاركت اقتصادي›› آنرا پذيرفته اند, تعهد مي نمايند كه ضمن انجام وظيفه در قبال مسئوليت خود با رعايت ‹‹حقوق مساوي اعضاء›› كوشش فردي و تلاش همگاني شان را همراه با ‹‹كسب علم و آگاهي و بكارگيري مستمر دانش روز››براي موفقيت هرچه بيشتر اهداف اين همياري و مشاركت با تأكيد بر ‹‹خودگرداني و خوداتكايي›› بكار گيرند. باشد كه در راستاي تحقق هدفهاي تعاوني و با عنايت به اصول عمومي همياري و تعاون كه در فرهنگ اسلامي و ايراني , ريشه اي پاي برجا و پيشينه‌اي ديرينه دارد , شاهد گامهاي استوار و دستان پرتوان تك تك اعضاء باشيم كه همدلانه براي رشد و توسعه فرهنگ تعاوني و گسترش روحيه مشاركت جو و مشاركت پذير , فعالانه دست بهم داده اند و مي كوشند تا همسو و هم جهت ‹‹در كنار كليه تعاونگران كشور›› در جهت ايجاد اشتغال مولد و ارائه خدمات عادلانه و منصفانه مورد نياز مردم و راه اندازي چرخهاي توليد و خدمات , با افزايش بهره وري و بكارگيري پس اندازهاي هر چند مختصر , ضمن تحقق عدالت اقتصادي و اجتماعي ‹‹ياري رسان جامعه›› و دولت نيز باشند.

 

 

امضاي هيئت رئيسه مجمع عمومي :

 

 


 

 

 

فصل اول

ماده1- نام : شركت تعاوني........................................... و نوع آن ............................... است كه در اين اساسنامه به اختصار, ‹‹تعاوني›› ناميده مي شود.

درصورتي كه تعاوني به منظور اشتغال اعضاء تأسيس شود و در امور مربوط به توليدات كشاورزي,دامداري,پرورش و سيد ماهي , صنعتي,معدني, توسعه و عمران شهري روستايي و عشايري, احداث مسكن , توليدات فرهنگي و نظاير اينها فعاليت كند. نوع آن , توليدي, خواهد بود.

        درصورتيكه به منظور تأمين نيازمنديهاي مشترك اعضاء تأسيس شود و در امور مربوط به تهيه و توزيع كالا , تهيه مسكن , خدمات مربوط به اداره مجتمع هاي مسكوني , خدمات صادرات , اداري , آموزشي , بهداشتي درماني , مشاوره اي , اشتغال و ساير زمينه ها براي اعضاء فعاليت كند
, توزيعي , خواهد بود.

درصورتيكه تعاوني بخواهد به هر دو نوع فعاليت بپردازد نوع آن توليدي- توزيعي خواهد بود. درهرحال بايد در جاي خالي حسب مورد عبارت
,توليدي , يا ,توزيعي, و يا , توليدي- توزيعي , درج شود.

ماده2- اهداف تعاوني :

1-    ترويج و تحكيم مشاركت , همكاري و تعاون عمومي.

2-    تأمين نيازهاي مشترك اقتصادي , اجتماعي و فرهنگي اعضاء و كمك به تحقق عدالت اجتماعي.

3-     

4-     

بندهاي 1و2 اهداف عمومي هستند و تعاوني بايد هدف و يا اهداف اختصاصي خود را متناسب با نوع تعاوني در جاهاي خالي بنويسيد. برخي اهداف اختصاصي عبارتند از : تأمين اشتغال اعضاء , تأمين نيازهاي حرفه اي و شغلي اعضاء , تأمين نيازهاي مصرفي و رفاهي شخصي و خانوادگي اعضاء, تأمين مسكن اعضاء و . . . .

ماده3- موضوع فعاليت :

----------------

----------------

----------------

(موضوع فعاليت تعاوني بايد با توجه به اهداف موضوع ماده 2 اين اساسنامه و طرح تأسيس تعاوني كه حسب مورد به تصويب اداره يا اداره كل تعاون و يا دفتر ستادي ذيربط در وزارت تعاون رسيده است نوشته شود. به دفترچه راهنماي اهداف و موضوع فعاليت تعاونيها مراجعه شود درهرحال تعاوني مي تواند براي انجام موضوع فعاليت مورد نظر اقدامات ذيل را هم بعمل آورد كه برحسب نظر اعضاء قابل درج در اين ماده خواهد بود.)

-  اخذ وام قرض الحسنه و ساير تسهيلات اعتباري از منابع بانكي , صندوق تعاون و ديگر مؤسسات مالي اعتباري و اشخاص حقيقي و حقوقي ديگر.

-  اخذ كمك و هداياي نقدي و غيرنقدي از دولت , اشخاص حقيقي و يا حقوقي.

-  توديع وجود به حساب سپرده بلندمدت و كوتاه مدت در بانكها و يا صندوق تعاون.

-  مشاركت با اشخاص حقيقي و حقوقي با اولويت تعاونيها.

-  سرمايه گذاري و خريد سهام اتحاديه تعاوني مربوطه و يا ساير شركتها و مؤسسات عمومي , تعاوني و يا خصوصي.

-  مشاركت دادن اعضاء و خصوصاً مديران تعاوني در دوره هاي آموزشي تخصصي براي ارتقاي سطح توليد و خدمات.

   تبصره1- درصورتيكه براي انجام هريك از فعاليتهاي موضوع تعاوني, نياز به اخذمجوز از مراجع ذيصلاح قانوني باشد تعاوني مكلف به اخذ آن است.

تبصره2- ...........................................

تبصره3- ...........................................

(حسب موضوع فعاليت تعاوني ممكن است لازم باشد تبصره يا تبصره‌هاي ديگري اضافه‌شود-به‌دفترچه راهنماي موضوع‌فعاليت‌ها مراجعه گردد و تبصره هاي اضافي نوشته شود ).

ماده4- حوزه عمليات تعاوني : ............................................. مي باشد.

(محدوده جغرافيايي فعاليت تعاوني مانند روستا , شهر , شهرستان , استان يا سراسر كشور  نوشته شود).

ماده5- مدت تعاوني از تاريخ ثبت ....................................... است.

(مدت تعاوني مي تواند نامحدود و يا براي مدتي محدود تعيين شود, در هر حال در تعاونيهاي مسكن مدت محدود و حداكثر 5 سال خواهد بود.)

ماده6- مركز اصلي عمليات تعاوني ......................................................................................................و نشاني آن ......................................................................................................................................................................... است.

هيئت مديره مي تواند اقدام به ايجاد شعب و دفاتر نمايندگي در ساير نقاط داخل و خارج از كشور نموده و يا عندالاقتضا در مورد تغيير آن اقدام كند؛ دراينصورت ميبايست موضوع را به مرجع ثبت تعاوني اعلام تا نسبت به ثبت آگهي آن در روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران اقدام گردد يك نسخه از آگهي مزبور نيز توسط هيئت مديره بايد حسب مورد به وزارت تعاون و يا اداره كل تعاون استان محل مركز اصلي تعاوني ارسال گردد.

(شهروياروستايي كه اداره امور تعاوني درآن مستقر است بعنوان مركزاصلي تعاوني بايد نوشته شود؛نشاني دفتر مركزي (مركز اداره امور تعاوني) نيز بعنوان نشاني مركز اصلي درج شود.)

ماده7- سرمايه اوليه تعاوني مبلغ........................................ ريال‌است‌كه‌به .................. سهم ...................... ريالي منقسم گرديده است,مبلغ....................................ريال آن نقداً توسط اعضاء‌پرداخت و مبلغ.................................... ريال آن توسط....................(دستگاههاي‌موضوع‌ماده17قانون‌بخش تعاوني درصورتيكه‌شريك تعاوني باشند بايد نوشته شود)تأمين‌ومعادل ...................................... ريال نيز بصروت آورده نقدي توسط اعضاء/دستگاههاي موضوع ماده17 قانون تقويم و به تعاوني تسليم و مابقي در تعهد آنها مي باشد.

ماده8- هريك از اعضاي تعاوني بايد حداقل معادل يك‌سوم مبلغ اسمي سهامي راكه خريداري نموده, درموقع تأسيس تعاوني پرداخت كند.

تبصره-اعضا مكلفند ظرف مدتي كه مجمع عمومي عادي تعيين مي كند و از دوسال تجاوز نخواهد كرد مبلغ پرداخت نشده سهام خودرا تأديه نمايند.

ماده9- سهم اعضاء در تأمين سرمايه تعاوني برابر است مگر اينكه مجمع عمومي عادي تصويب نمايد كه بعضي از اعضا سهم بيشتري تأديه نمايند؛دراينصورت حداكثر ميزان سهام هر عضو نبايد از 15 درصد سرمايه تعاوني تجاوز كند.

 ماده10- سهام تعاوني بانام و غيرقابل تقسيم است و انتقال آن به اعضا يا متقاضيان عضويت (واجدشرايط) جديد با موافقت هيئت مديره و با رعايت سقف موضوع ماده 9 مجاز مي باشد.

ماده11- تعاوني ظرف مدت يكسال از تاريخ ثبت يا افزايش سرمايه ,حسب مورد براي هريك از اعضاء به ميزان سهامي كه خريداري كرده اند ورقه سهم صادر و تحويل خواهد نمود.

تبصره1- ورقه سهم بايد متحدالشكل,چاپي و داراي شماره ترتيب بوده و نام تعاوني و شماره ثبت آن و مبلغ اسمي سهم و تعداد سهامي كه هر ورقه نماينده آن است در آن درج و به امضاي مديرعامل و يك نفر از اعضاي هيئت مديره كه داراي امضاي مجاز است برسد؛ مادام كه اوراق سهام صادرنشده تعاوني بايد به اعضا گواهينامه موقت سهم كه معرف تعداد,مبلغ اسمي و مبلغ پرداخت شده است تحويل نمايد.

تبصره2- نام و نشاني و تعداد سهم هريك از سهامداران و موارد نقل و انتقال آن بايد در دفتر سهام تعاوني به ثبت برسد. هرنقل و انتقالي كه بدون رعايت تشريفات فوق بعمل آيد, از نظر شركت فاقد اعتبار است.

 فصل دوم- مقررات مربوط به عضويت

ماده12- عضويت در تعاوني براي كليه واگذين شرايط اعم از اشخاص حقيقي و ياحقوقي غيردولتي كه نياز به خدمات تعاوني داشته باشند آزاد است :

الف-شرايط عمومي

1-    تابعيت جمهوري اسلامي ايران.

2-    عدم ممنوعيت قانوني و حجر.

3-    عدم عضويت همزمان در تعاوني مشابه.

4-    درخواست‌كتبي‌عضويت‌و‌تعهدرعايت مقررات اساسنامه و خريد حداقل................. سهم از سهام تعاوني.

ب-شرايط اختصاصي

....................................

....................................

‍‍‍)تعاوني مي تواند داراي شرايط عضويت اختصاصي باشد,دراينصورت درجاي خالي شرايط اختصاصي بايد نوشته شود مانند:ساكنين استان,شهرستان و يا روستا و محله خاص ايثارگران.................... دانشجويان .................. صاحبان حرفه..................... كارمندان يا كارگران سازمان معين فارغ التحصيلان .................... و....................

تبصره-احراز شرايط عضويت هر متقاضي بعهده هيئت مديره است و هيچگونه تبعيض يا محدوديتي براي عضويت واجدين شرايط نبايد وجود داشته باشد مگر به سبب عدم كفايت امكانات و ظرفيت تعاوني هيئت مديره مكلف است در مواردي كه متقاضيان فاقد هريك از شرايط مذكوره باشند,درخواست عضويت آنها را ردكند.

ماده13- مسئوليت مالي اعضاء در تعاوني محدود به ميزان سهم آنان مي باشد مگر آنكه در قرارداد ترتيب ديگري شرط شده باشد.

تبصره- مسئوليت دستگاههاي عمومي تأمين كننده سرمايه تعاوني(موضوع ماده17 قانون) به ميزان سرمايه متعلق به آنان مي باشدمگر در قرارداد ترتيب ديگري شرط شده باشد.

ماده14- كليه اعضاء مكلفند به وظايف و مسئوليتهايي كه در حدود قوانين و مقررات تعهد كرده‌اند عمل‌كنند.

ماده15- تعاوني مي تواند توسط هيئت مديره طلب خود را از عضو با اخطار كتبي مطالبه نمايد و درصورت وصول نشدن طلب و سپري شدن 30 روز از تاريخ اخطارنامه,ازكل مطالبات وي از تعاوني و درصورت عدم تكافو از بهاي سهام وي برداشت كند و هرگاه مبالغ مذكور كفايت نكند تعاوني براي وصول مازاد طلب خود به بدهكار مراجعه خواهد كرد.

ماده16- خروج عضو از تعاوني, اختياري است و نمي توان آن را منع كرد.

تبصره- درصورتيكه خروج اختياري عضو موجب ضرري براي تعاوني باشد وي ملزم به جبران است.

((درصورتيكه تعاوني از نوع توليدي باشد تبصره ذيل نيز بايد اضافه شود.))

تبصره2-  در تعاونيهاي توليد هيئت مديره موظف است قبلاً اعضاي متخصص تعاوني را شناسايي ومراتب را به آنها اعلام نمايد. در اينصورت اينگونه اعضاء حداقل 6 ماه قبل از استعفاء از عضويت بايد مراتب را كتباً به هيئت مديره اطلاع دهند.

ماده17- در موارد زير عضو از تعاوني اخراج مي شود :

1-    از دست دادن هريك از شرايط عمومي يااختصاصي عضويت مقرر دراين اساسنامه,به استناد گزارش مكتوب مراجع ذيربط.

2-  عدم رعايت مقررات اساسنامه وساير تعهدات قانوني پس از دواخطاركتبي توسط هيئت مديره به فاصله 15 روز و گذاشتن 15 روز از تاريخ اخطار دوم.

3-  ارتكاب اعمالي كه موجب زيان مادي شود و وي نتواند ظرف مدت يكسال آن را جبران نمايد يا انجام اعمالي كه به حيثيت و اعتبار تعاوني لطمه وارد كند و يا با تعاوني رقابتي ناسالم نمايد.

تبصره-  تشخيص موارد فوق بنابه‌پيشنهادهريك از هيئت مديره يا بازرسان و تصويب مجمع عمومي‌ عادي‌ خواهد ‌بود.

ماده18- درصورت لغو عضويت به سبب فوت,استعفا,انحلال و اخراج, ارزش سهام عضو براساس ...................... محاسبه و پس از منظورنمودن سايرحقوق و مطالبات وي,به ديون تعاوني تبديل ميشود و پس از كسربدهي وي به تعاوني , به او يا ورثه اش ظرف مدت سه ماه پرداخت و تسويه حساب خواهدشد.

درجاي خالي مي توان از هريك از روشهاي قيمت روز, ارزش اسمي,ميانگين ارزش روز و ارزش دفتري, ارزش ويژه(مجموع ارزش اسمي و اندوخته‌ها تقسيم بر سهام) و يا هر روش مناسب ديگر استفاده كرد.

تبصره- درصورتيكه ورثه تقاضا نمايد كه سهم عضو متوفي از عين اموال تعاوني پرداخت شود و تراضي يا مصالحه ممكن نباشد, چنانچه عين , قابل واگذاري بوده و به تشخيص هيئت مديره موجب اخلال و ضرر فاحش به اعضا و تعاوني نگردد آن قسمت از اموال تسليم ورثه مي شود.

ماده19- درصورت فوت عضو, ورثه وي كه واجدشرايط عضويت بارعايت تبصره ماده12 اين اساسنامه باشند, عضو تعاوني شناخته مي‌شوند ودرصورت تعدد بايستي مابه‌التفاوت افزايش سهم ناشي از تعدد خود رابه تعاوني بپردازند؛ اما اگر

  كتباً اعلام نمايند كه مايل به عضويت در تعاوني نيستند و يا هيچكدام واجدشرايط نباشند,عضويت لغوميگردد.

تبصره- اگر تعداد ورثه بيش از ظرفيت تعاوني باشد,يك يا چند نفر به تعداد مورد نياز تعاوني با توافق ساير وراث و به تشخيص هيئت مديره عضو تعاوني شناخته مي شوند.

 

فصل سوم-  اركان تعاوني

ماده20-اركان تعاوني عبارتست از :

         1-  مجمع عمومي                    2-هيئت مديره                        3-  بازرس/بازرسان.

ماده21-  مجامع عمومي تعاوني به دو صورت تشكيل مي‌گردد مجمع عمومي عادي, مجمع عمومي فوق‌العاده

چگونگي تشكيل مجمع عمومي و ساير مقررات مربوطه مطابق آيين نامه تشكيل مجمع عمومي ( موضوع تبصره 3 ماده 33 قانون بخش تعاوني ) خواهد بود .

2- هيئت مديره:

ماده22- هيأت مديره مركب از . . . . . نفر عضو اصلي و . . . . . . نفر عضو علي‌البدل مي‌باشد كه از ميان اعضاء براي مدت سه سال با راي مخفي و اكثريت نسبي آراء انتخاب مي‌شوند. حائزين اكثريت بعد از اعضاء اصلي به ترتيب علي‌البدل شناخته مي‌شوند و انتخاب مجدد هر يك از اعضاء اصلي و علي‌البدل حداكثر براي دو نوبت متوالي بلامانع است.

(تعداد اعضاي اصلي هيأت مديره 3 يا 5 يا 7 نفر بوده و تا يك سوم اعضاي اصلي, اعضاي علي‌البدل خواهند بود)

تبصره1- افرادي كه در هر يك از نوبتهاي متوالي بعدي موفق به كسب دو سوم آراء كل اعضاء تعاوني شوند از ممنوعيت مندرج در اين ماده مستثني خواهند بود.

تبصره2- هيأت مديره در اولين جلسه از ميان خود يك نفر را بعنوان رئيس هيأت مديره يك نفر ره بعنوان نائب رئيس و يك نفر را بعنوان منشي انتخاب مي‌كند.

تبصره3- در صورت استعفاء فوت, ممنوعيت قانوني و يا غيبت غير مورجه مكرر هر يك از اعضاي اصلي هيأت مديره يكي از اعضاي علي‌البدل به ترتيب آراء بيشتر براي بقيه مدت مقرر به جانشيني وي در جلسات هيأت مديره شركت مي‌نمايد. غيبت غير موجه مكرر به موادي اطلاق مي‌شود كه عضو, عليرغم اطلاع از دعوت, بدون اجازه قبلي و يا عذر موجه حداقل در چهار جلسه متوالي و يا هشت جلسه غير متوالي طي يكسال در جلسات هيأت مديره جاضر نشود.

تبصره4- در صورت استعفاي دسته جمعي و قبولي آن توسط مجامع عمومي فوق‌العاده, مجمع عمومي عادي بنابه دعوت هيأت مديره مستعفي و يا وزارت تعاون براي انتخاب هيأت مديره جديد تشكيل خواهد شد.

تبصره5- در موارديكه هيأت مديره از اكثريت مقرر خارج شود, در فاصله مدت لازم براي انتخاب و تكميل اعضاي هيأت مديره, به وزارت تعاون اختيار داده مي‌شود كه به منظور اداره امور جاري تعاوني, براي جانشيني اشخاصي كه به يكي از دلايل فوق در جلسات هيأت مديره شركت نمي‌كنند از ميان اعضاي تعاوني, تعداد لازم را موقتاً و حداكثر براي مدت پنج ماه منصوب نمايد.

ماده23- پس از انقضاي مدت مأموريت هيئت مديره در صورتيكه هيأت مديره جديد انتخاب نشده باشد هيئت مديره


موجود تا انتخاب و قبولي هيئت مديره جديد كماكان به وظايف خود در تعاوني ادامه داده و مسئوليت اداره امور تعاوني را بر عهده خواهد داشت.

ماده24– هيئت مديره مكلف است جهت مديريت تعاوني و اجراي تصميمات مجامع عمومي و هيئت مديره فرد واجد شرايطي را از بين اعضا يا از خارج از تعاوني, براي مدت دو سال به عنوان مديرعامل تعاوني انتخاب كند كه زيرنظر هيئت مديره انجام وظيفه نمايد. وظايف و اختيارات و حقوق و مزاياي مديرعامل طبق آئين‌نامه‌اي خواهد بود كه بنا به پيشنهاد هيئت مديره به تصويب مجمع عمومي عادي خواهد رسيد.

ماده25– جلسات هيئت مديره هر دو هفته يكبار در موعد و محل معيني كه قبلاً به تصويب هيئت مديره رسيده با حضور بيش از نصف اعضاي اصلي هيئت مديره تشكيل و رسميت مي‌يابد و براي اتخاذ تصميم راي اكثريت اعضا حاضر در جلسه ضروري است. تصميمات هيئت مديره در دفتري به نام دفتر صورتجلسات هيئت مديره ثبت مي‌گردد و بامضاي اعضاي حاضر در جلسه مي‌رسد.

تبصره– جلسه فوق‌العاده هيئت مديره با دعوت كتبي رئيس يا نائب رئيس هيئت مديره يا مديرعامل و در صورت عدم دعوت كتبي آنان با دعوت كتبي اكثريت اعضاي هيئت مديره تشكيل مي‌گردد.

ماده26– هيئت مديره جز در مواردي كه به موجب اساسنامه اتخاذ تصميم درباره آنها در صلاحيت مجامع عمومي قرار داده شده, در ساير موارد و براي تحقق اهداف, موضوع و عمليات تعاوني با رعايت قوانين و مقررات جاري و اساسنامه و مصوبات مجامع عمومي و رعايت صرفه و صلاح تعاوني و اعضا داراي اختيارات لازم جهت اداره امور تعاوني بوده و منجمله عهده‌دار انجام وظايف ذيل است:

1-  دعوت مجمع عمومي (عادي , فوق‌العاده)

2-  اجراي اساسنامه و تصميمات مجامع عمومي و ساير مقررات مربوط.

3- نصب و عزل و قبول و استعفاي مديرعامل و نظارت بر عمليات وي و پيشنهاد حدود وظايف و اختيارات و ميزان حقوق و مزاياي مديرعامل به مجمع عمومي.

4- قبول درخواست عضويت و اخذ تصميم نسبت به انتقال سهام اعضا به يكديگر و دريافت استعفاي هريك از اعضاي هيئت مديره.

5- نظارت بر مخارج جاري شركت و رسيدگي به حسابها و ارائه به بازرس / بازرسان و تسليم به موقع گزارش مالي و وترازنامه به مجمع عمومي.

6-  تهيه و تنظيم طرحها و برنامه‌ها و بودجه و ساير پيشنهادات و ارائه به مجمع عمومي جهت اتخاذ تصميم.

7-  تهيه و تنظيم دستورالعملهاي داخلي تعاوني وتقديم آن به مجمع عمومي براي تصويب.

8- پيشنهاد آئين‌نامه حداقل و حداكثر حقوق و مزاياي هيئت مديره و پاداش آنان كه بايد در چارچوب ضوابط وزارت تعاون باشد, جهت تصويب مجمع عمومي عادي.

9-  تعيين نماينده يا وكيل در دادگاهها و مراجع قانوني و ساير سازمانها با حق وكيل غير.

10-    تعيين نماينده از بين اعضاي تعاوني براي حضور در جلسات مجمع عمومي شركتها و اتحاديه‌هايي كه تعاوني در آنها مشاركت دارد.

11-    تعيين و معرفي صاحبان امضاي مجاز (يك يا دونفر از اعضاي هيئت مديره به اتفاق مديرعامل) براي قراردادها و اسناد تعهدآور تعاوني.

12-    انجام ساير وظايف و تكاليفي كه به موجب اين اساسنامه مستقيماً و يا به اعتبار تصدي اداره امور تعاوني بر عهده هيئت مديره گذارده شده است.

ماده27– هيئت مديره نماينده قانوني تعاوني است و ميتواند مستقيماً و يا با وكالت با حق توكيل, اين نمايندگي را در دادگاهها و مراجع قانوني , و ساير سازمانها اعمال كند.

مسئوليت هيئت مديره در مقابل تعاوني مسئوليت وكيل در مقابل موكل است.

ماده28– معاملات تعاوني با هر يك از اعضا هيئت مديره, مديرعامل, بازرس / بازرسان / تابع آئين‌نامه‌اي خواهد بود كه در چارچوب دستورالعمل وزارت تعاون به تصويب مجمع عمومي عادي تعاوني ميرسد.

ماده29– هيئت مديره وظائف خود را به صورت جمعي انجام ميدهد و هيچيك از اعضا هيئت مديره حق ندارد از اختيارات هيات, منفرداً استفاده كند مگر در موارد خاص كه وكالت يا نمايندگي كتبي از طرف هيئت مديره داشته باشد. هيئت مديره ميتواند قسمتي از اختيارات خود را با اكثريت سه چهارم آراء به مديرعامل تفويض كند.

ماده30– تحويل و تحول و انتقال مسئوليت از هيئت مديره سابق به هيئت مديره بعدي بايد بلافاصله بعد از تاريخ قبولي سمت هيئت مديره و تائيد صحت انتخابات توسط وزارت تعاون صورت گيرد و كليه اوراق و اسناد و دفاتر و حسابها و موجوديهاي تعاوني به هيئت مديره جديد , تحويل و پس از ثبت تغييرات در اداره ثبت شركتها ترتيب معرفي اعضاهاي مجاز داده شود .

تبصره-  شروع تصدي مشروط به اين است كه در صورت عدم "فوت يا قبول استعفا يا بركناري" هيئت مديره قبلي, مدت ماموريت آنها , خاتمه يافته باشد . بعد از قانوني شدن شروع تصدي, تا زمانيكه ترتيب معرفي امضاهاي مجاز داده نشده هيئت مديره جديد مي‌تواند اختيارات محدودي را به هيئت مديره قبلي تفويض كند و در هر حال هر اقدام بايد با تصميم هيئت مديره جديد باشد.

ماده31– مراتب نقل و انتقال بايد در صورتمجلسي منعكس و به امضاي اكثريت اعضاي هيئت مديره سابق و اعضاي هيئت مديره جديد و بازرس / بازرسان / شركت برسد. صورتمجلس مذكور بايد جزو اسناد شركت نگهداري شود.

تبصره– در صورتيكه اعضاي هيئت مديره قبلي اقدام به تحويل ننمايند به عنوان متصرف غيرمجاز در اموال غير و خيانت در امانت تحت تعقيب قرار مي‌گيرند.

ماده32– استعفاي هر يك از اعضاي هيئت مديره تا تعيين عضو جديد و قبولي سمت آن رافع مسئوليت نسبت به وظايف نخواهد بود .

ماده33– هيچيك از اعضاي هيئت مديره يا بازرس / بازرسان / يا مديرعامل تعاوني نمي‌تواند سمت بازرسي يا


مديريت عامل و يا عضويت هيئت مديره شركت تعاوني ديگري را با موضوع و فعاليت مشابه قبول كند .

ماده34– نخستين هيئت مديره تعاوني موظف است ظرف يكماه از تاريخ جلسه مجمع عمومي عادي براي ثبت تعاوني در مراجع ذيصلاحيت اقدام كند .

ماده35– داوطلبان عضويت در هيئت مديره و يا بازرسي و يا مديريت عامل تعاوني بايد واجد شرايط زير باشند.

1-  تابعيت جمهوري اسلامي ايران .

2-     ايمان و تعهد عملي به اسلام "در تعاونيهاي متشكل از اقليتهاي ديني شناخته شده در قانون اساسي , تعهد عملي به دين خود"

3-  دارابودن اطلاعات يا تجربه لازم براي انجام وظايف متناسب با آن تعاوني

4-  عدم ممنوعيت قانوني و حجر .

5-  عدم عضويت در گروههاي محارب و عدم ارتكاب جرائم بر ضد امنيت و جعل اسناد .

6- عدم سابقه محكوميت ارتشاء , اختلاس , كلاهبرداري , خيانت در امانت , تدليس , تصرف غيرقانوني در اموال دولتي و ورشكستگي به تقصير .

 3 – بازرسي

ماده36– مجمع عمومي عادي .... از اشخاص حقيقي يا حقوقي را براي مدت يك سال مالي به عنوان بازرس / بازرسان / انتخاب ميكند , انتخاب مجدد آنان بلامانع است .

"تعداد بازرسان بايد عدد فرد باشد مثلاً يك يا سه نفر "

تبصره1– در صورت فوت يا ممنوعيت قانوني و يا استعفاي بازرس / بازرسان / اصلي , هيئت مديره مكلف است ظرف ده روز بازرس / بازرسان / علي‌البدل را به ترتيب آراء بيشتر براي بقيه مدت دعوت  نمايد .

تبصره2– حق‌الزحمه و پاداش بازرسان با تصويب مجمع عمومي تعيين ميگردد .

تبصره3– تا زماني كه بازرس / بازرسان / جديد انتخاب و قبولي سمت نكرده‌اند بازرس / بازرسان / قبلي كماكان مسئوليت بازرسي را به عهده دارند .

ماده37– وظايف بازرسان تعاوني به شرح زير است :

1- نظارت مستمر بر انطباق نحوه اداره امور تعاوني و عمليات و معاملات انجام شده با اساسنامه و قوانين و مقررات و دستورالعملهاي مربوطه .

2- رسيدگي به حسابها , دفاتر , اسناد – صورتهاي مالي از قبيل ترازنامه و حسابهاي عملكرد و سود و زيان , بودجه پيشنهادي و گزارشات هيئت مديره , مجمع عمومي , شخصاً و يا در صورت لزوم با استفاده از كارشناس كه در اين صورت پرداخت هزينه كارشناس با تصويب مجمع عمومي بر عهده تعاوني خواهد بود .

3-  رسيدگي به شكايات اعضاء و ارائه گزارش به مجمع عمومي و مراجع ذيربط .

4-  تذكر كتبي تخلفات موجود در نحوه اداره امور تعاوني به هيئت مديره و مديرعامل و تقاضاي رفع نقص .

5- نظارت بر انجام حسابرسي و رسيدگي به گزارشهاي حسابرسي و گزارش نتيجه رسيدگي به مجمع عمومي تعاوني  و مراجع ذيربط .

تبصره1– بازرس موظف است / بازرسان موظفند / گزارش جامعي راجع به وضعيت تعاوني به مجمع عمومي عادي ساليانه تسليم كند . گزارش بازرس بايد لااقل 10 روز قبل از تشكيل مجمع عمومي عادي ساليانه جهت مراجعه صاحبان سهام در مركز تعاوني آماده باشد . در صورتيكه تعاوني بازرسان متعدد داشته باشد هريك مي‌تواند به تنهايي وظايف خود را انجام دهد . ليكن كليه بازرسان بايد گزارش واحدي تهيه كنند . در صورت وجود اختلاف نظر بين بازرسان , موارد اختلاف با ذكر دليل در گزارش ذكر خواهد شد.

تبصره2– بازرس / بازرسان / حق دخالت مستقيم در اداره امور تعاوني را نداشته ولي مي‌تواند / مي‌توانند / بدون حق راي در جلسات هيئت مديره شركت كند / كنند / و نظرات خود را نسبت به مسائل جاري تعاوني اظهار نظر دارد / دارند / .

ماده38– در صورتيكه هريك از بازرسان تشخيص دهد كه هيئت مديره و يا مديرعامل در انجام وظايف محوله مرتكب تخلفي شده و به تذكرات ترتيب اثر نمي‌دهند , مكلف است از هيئت مديره تقاضاي برگزاري مجمع عمومي فوق‌العاده براي رسيدگي به گزارش خود را بنمايد.

ماده39– بازرس / بازرسان / نسبت به تخلفاتي كه در انجام وظايف خود مرتكب ميشود طبق قواعد عمومي مربوط به مسئوليت مدني مسئول است.

 فصل چهارم : مقررات مالي

ماده40– ابتداي سال مالي تعاوني اول .... ماه و انتهاي آن آخر .... ماه همان سال / سال بعد / خواهد بود باستثناي سال اول تاسيس كه از تاريخ تشكيل تا پايان .... ماه است.

ماده41– هيئت مديره موظف است نسخه‌اي از گزارشها, صورتهاي مالي تا پايان دوره از قبيل ترازنامه و حسابهاي عملكرد و سود و زيان , پيشنهاد نحوه تقسيم سود خالص و بودجه پيشنهادي سال بعد را پس از آماده شدن حداكثر تا 30 روز قبل ازتاريخ تشكيل جلسه مجمع عمومي عادي سالانه براي رسيدگي به بازرس / بازرسان / تسليم نموده و علاوه بر آن هر سه ماه يكبار تراز آزمايشي حسابهاي تعاوني را همراه با تجزيه و تحليل فعاليت سه ماهه تعاوني تهيه و در اختيار بازرس / بازرسان / قرار دهد و نسخه‌اي از آنها را نيز به وزارت تعاون ارسال دارد.

ماده42– هريك از اعضا در صورت مشاهده نقص يا تخلف در اداره امور تعاوني مي‌تواند گزارش و يا شكايات خود را به بازرس / بازرسان / اعلام نمايد و در صورت عدم اخذ نتيجه و باقي بودن بر شكايت, با وزارت تعاون مكاتبه كند. هيئت مديره مكلف به اجراي نظر وزارت تعاون مزبور كه به طور كتبي و رسمي ابلاغ ميشود خواهد بود.

مديران تعاوني موظفند با كارشناسان, حسابرس يا حسابرسان منتخب وزارت تعاون همكاري بنمايند و كليه اسناد و مدارك مورد نياز را در اختيارشان قرار دهند.

ماده43– در تهيه و تنظيم اسناد حسابداري و دفاتر قانوني و صورتهاي مالي , رعايت اصول و موازين , روشهاي متداول و


قابل قبول و قوانين و مقررات جاري الزامي است.

ماده44- هدايا و كمكهاي بلاعوض در صورتي كه از طرف اعطاء كننده براي مصرف خاصي تعيين نشده باشد اگر نقدي باشد بحساب درآمد و اگر غير نقدي باشد تقويم وبه حساب درآمد منظور خواهد شد.

ماده45- افتتاح هر نوع حساب نزد بانك‌ها, صندوق تعاون و ساير مؤسسات اعتباري, پس از تصويت هيأت مديره با امضاهاي مجاز معرفي شده از طرف هيأت مديره امكان پذير خواهد بود.

ماده46- سود خاص تعاوني در هر سال مالي به ترتيب زير تقسيم مي‌شود:

1-   از حداقل پنج درصد به بالا با تصويب مجمع عموم عادي, به عنوان ذخيره قانوني منظور مي‌‌شود.

2-  حداكثر پنج درصد از سود خالص بعنوان اندوخته احتياطي به پيشنهاد هيئت مديره و تصويب مجمع عمومي عادي به حساب مربوطه منظور مي‌گردد و نحوه مصرف آن با تصويب مجمع عمومي عادي

3-    چهار درصد از سود خالض بعنوان حق تعاون و آموزش به صندوق تعاون واريز مي‌گردد.

4-  درصدي از سود جهت پاداش به اعضاء, كاركنان, مديران و بازرسان به پيشنهاد هيأت مديره و تصويب مجمع عمومي عادي تخصيص داده مي‌شود.

5-    پس از وضع وجوه فوق باقيمانده سود خالص . . . . . . . . . . . . . . . تقسيم مي‌گردد.

(در تعاوني‌هاي توليدي در جاي خالي مي‌توان توشت: به نسبت سهام و در تعاونيها‌ي توزيعي نوشته شود 50% به نسبت سهام و مابقي به نسبت معاملات اعضاء با تعاوني)

تبصره1- ذخيره قانوني تا زماني كه مبلغ كل ذخيره حاصل از درآمدهاي مذكور به ميزان يك چهارم معدل سرمايه سه سال اخير تعاوني نرسيده باشد الزامي است.

تبصره2- تعاوني مي‌تواند با تصويب مجمع عمومي عادي تا حداكثر يك دوم ذخيره قانوني را جهت افزايش سرمايه خود به كار برد. استفاده مجدد از باقيمانده آن جهت افزايش سرمايه مجاز نيست.

تبصره3- هيئت مديره مي‌تواند از محل اندوخته احتياطي با تصويب مجمع عمومي عادي مبلغي را براي انجام امور خيريه و عام المنفعه تخصيص دهد.

 

فصل پنجم : مقررات مختلف

ماده47- هر يك از دستگاه‌ها, شركت‌ها و موسسات موضوع ماده 17 قانون بخش تعاوني كه بدون عضويت, در تعاوني مشاركت يا سرمايه گذاري كرده باشد مي‌تواند نماينده‌اي براي نظارت بر تعاوني‌ و حضور در جلسات مجامع عمومي و هيئت مديره به عنوان ناظر داشته باشد.

ماده48- انحلال, ادغام يا تغيير موادي از اساسنامه تعاوني كه مغاير شروط و قراردادهاي منعقد با منابع تأمين كننده اعتبار و كمك مالي و امكانات مختلف و سرمايه‌گذاري و مشاركت باشد موكول به موافقت مراجع مذكور خواهد بود.

ماده49- در صورتيكه محمع عمومي فوق‌العاده تغيير عضي از مواد اساسنامه را تصويب كند درصورت تأئيد وزارت

 تعاون (از جهت انطباق با قانون بخش تعاوني) معتبر خواهد بود.

ماده50- كليه اموالي كه از منابع عمومي دولتي و بانك‌ها در اختيار تعاوني قرارگرفته با انحلال آن بايد مسترد شود.

ماده51- ادغام تعاوني يا انحلال آن تابع ضوابط مقرر در قانون بخش تعاوني و آئين نامه‌هاي اجرائي مربوط مي‌باشد.

ماده52- در صورت بروز اختلاف بين تعاوني و اعضاي آن و يا بين تعاوني و ساير شركتهاي تعاوني با موضوع فعاليت مشابه, موضوع اختلاف براي داوري بصورت كدخدا منشي به اتحاديه مربوط ارجاع خواهد شد و چنانچه بين تعاوني واتحاديه ذيربط آن, اختلافي بروز نمايد, موضوع اختلاف به اتاق تعاون مربوط جهت داوري (بصورت كدخدا منشي) ارجاع مي‌شود.

-   در صورت بروز اختلافات بين تعاوني و ساير تعاوني‌هايي كه موضوع فعاليت آنها مشابه نباشد, اتاق تعاون مرجع داوري (بصورت كدخدا منشي) خواهد بود.

اين اساسنامه در 52 ماده و . . . . . تبصره در مجمع عمومي . . . . . . . . مورخه . . . . . . . . به تصويب رسيد و آنچه در آن پيش‌بيني نشده تابع قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي, قانون شركت‌هاي تعاوني (در موارديكه به قوت خود باقي است), آيين نامه‌ها, دستورالعملهاي قانوني و قرارهاي منعقده بين شركت‌و اعضاء و يا مؤسسات طرف قرارداد مي‌باشد.

 

 

منشي

هيئت رئيسه مجمع

 

نايب رئيس

رئيس

 

 

+ نوشته شده توسط داریوش در یکشنبه سیزدهم دی 1388 و ساعت 9:49 |